81در بارۀ آن اين تحليل را نيز افزودند كه امضا كنندگان اين بيانيه كه از جناح محافظه كار در نهاد دينى عربستان هستند با اين اقدام در صدد بودند اجلاس بين المللى گفتگوى اسلامى را هدف قرار دهند و آن را به شكست بكشانند.
اين اقدام بقدرى از نظر دولت عربستان منفى بود كه ملك عبدالله در اولين ديدارى كه با آيت الله هاشمى رفسنجانى داشت گفت: امضاكنندگان اين بيانيه ما را پيش شما شرمنده كردهاند!
با توجه به چنين وضعيتى است كه مىتوان اهميت فضاى باز كنونى براى شيعيان عربستان را درك كرد و طبعاً همه بايد براى حفظ اين فضا و استفاده صحيح از آن تلاش كنيم.
* * *
پركارى آقاى هاشمى رفسنجانى همه را متعجب كرده است. هر روز چند ملاقات و جلسه و سخنرانى و رفت و آمد و ديدار براى كسى كه در سن بالاى 70 سال است كار زيادى است. روحانيون كاروانهاى زائران ايرانى كه شب 15 خرداد ميزبان آقاى هاشمى رفسنجانى در محل بعثۀ رهبرى در مكه بودند و ايشان براى آنها و مديران گروهها وعدهاى از زائران سخنرانى كرده بود، دبه در آوردهاند كه چون بسيارى از ما روحانيون در آن جلسه نبوديم بايد جلسۀ ديگرى داشته باشيم.
جلسۀ دوم، شب جمعه 17 خرداد در «قصرالضيافه» برگزار شد و آقاى هاشمى رفسنجانى خطر نگاههاى محدود و گرايشهاى قشرى را گوشزد كردند و از روحانيون خواستند با مسائل منطقى و با سعه صدر برخورد كنند.
قبل و بعد از جلسه با روحانيون، جلسۀ مفصلى هم با سه نفر از مسلمانان آمريكا كه در اجلاس مكه شركت كرده بودند، برگزار شد كه آقاى هاشمى رفسنجانى به سؤالات متعدد آنها دربارۀ اوضاع منطقۀ جهان اسلام، ايران و برخورد قدرتهاى استكبارى با مسلمانان پاسخ دادند و ضمن تشريح شرايط كنونى جهان به آنها توصيه كردند در روابط با ايران بسيار شفاف و آشكار عمل نمايند و چيزى را از دولت آمريكا پنهان نكنند؛ زيرا همه مطالب و عملكردهاى ما منطقى است و نيازى به پنهان كارى وجود ندارد. اينها دو نفرشان از اعضاى مجمع مشورتى مسلمانان آمريكا هستند و يكى از آنها يك سناتور است.
قبل از اين جلسات، كه شب برگزار شدند، عصر پنجشنبه به منا و عرفات رفتيم. در بالا رفتن از جبل الرحمه تقريباً همه كم آوردند ولى آقاى هاشمى رفسنجانى يك نفس تا بالاى كوه دوام آورد. وزير همراه وسط هاى راه پيشنهاد توقف و استراحت داد و بقيه همراهان هم از اين پيشنهاد خوششان آمد ولى با لبخند معنى دار آقاى هاشمى رفسنجانى مواجه شد. از بناى جمرات هم كه دو طبقۀ آن ساخته شده و بقيۀ طبقات درحال تكميل است ديدن كرديم كارى اساسى كه جلوى تلفات را مىگيرد و مشكلات رمى جمرات را حل مىكند. در جبل الرحمه آقاى هاشمى رفسنجانى مقدارى تسبيح چوبى خريدند تا به همكارانشان كه در مجمع تشخيص مصلحت نظام به ديدنشان مىروند سوغاتى بدهند. چقدر دست و دل باز است اين رييس مجمع! لابد بچههاى روزنامه جمهورى اسلامى اين جمله را بخوانند به من خواهند گفت باز هم گلى به گوشه جمال آقاى هاشمى رفسنجانى! تو كه حتى تسبيح چوبى هم براى ما سوغاتى نياوردهاى!
هرقدر طواف شب جمعه و دعاى كميلى كه در مسجدالحرام خواندم برايم لذت بخش بود. خطبه هاى نماز جمعه به همان اندازه مرا دچار افسوس كرد كه اين جمعيت زائران كه از گوشه و كنار جهان آمده اند و 800 نفر عالم و دانشمند شركت كننده در اجلاس گفتگوى اسلامى و مكانى مثل مسجدالحرام چگونه چنين موقعيتى مفت از دست مىرود و امام جمعه مركز ظهور اسلام ظرف 20 دقيقه دو خطبه نماز جمعه را مىخواند و حتى يك كلمه از مسائل و مصائب جهان اسلام نمىگويد! امام جمعه كه بر منبرى در كنار مقام ابراهيم و پشت بهكعبه صعود كرده بود، خطاب به جمعيت در خطبه اول دربارۀ نماز جماعت و جمعه صحبت كرد وگفت: همۀ بندگان خدا بايد براى دورى از جهنم و رفتن به بهشت خدا را بندگى كنند واعمال خود را از شرك و ريا پالايش نمايند و عبادات را درست انجام دهند.
در خطبۀ دوم هم همان بحث را دنبال كرد و باز هم گفت كه عبادت بايد درست انجام شود و بدون آنكه حتى يك كلمه دربارۀ اجلاس بين المللى اسلامى كه همان روزها در كنار كعبه برگزار بود، بگويد خطبه ها را كه از رو مىخواند به پايان برد و فقط چند دعا در آخر كرد كه خدايا! مسلمانان و فلسطينىها را حمايت كن. دولتمردان ما را هدايت فرما و خادم الحرمين و وليعهد او و برادرانش را به سلامت بدار.
امام جمعه بعد از خطبه ها به زير سايه بانى كه همانجا بود رفت و رو به كعبه به نماز ايستاد و در ركعت اول بعد از حمد، سورۀ كافرون را و در ركعت دوم، هم سورۀ توحيد را خواند.
هرچند با خوشبينى مىتوان گفت انتخاب اين سورههاى كوچك براى رعايت حال نمازگزارانى بود كه زير آفتاب قرار داشتند، اما فوراً اين سئوال هم مطرح مىشود كه چرا به جاى سورۀ كافرون، سورههاى ايلاف يا كوثر و يا فيل را نخواند؟ آيا انتخاب سورۀ كافرون و بىتفاوت از كنار اجلاس گفتگوى اسلامى كه قرار است مقدمهاى براى گفتگوى اديان باشد گذشتن هدف خاصى را به همراه نداشت! حالا بهتر مىشود فهميد ملك عبدالله چرا دنبال ايجاد تعادل و مبارزه با افراط است.
بعد از نماز جمعه مسجدالحرام كه زير حرارت مستقيم آفتاب 17 خرداد قرار داشت يكباره از جمعيت خالى شد. خلوتى دور كعبه آدم هايى مثل ما را كه فقط چهار روز در مكه بوديم به يك طواف جانانه دعوت مىكرد. من و آقاى علمى حسينى به اين دعوت لبيك گفتيم و مشغول طواف شديم. ضمناً اين طواف وداع ما هم بود چون قرار بود ساعت 3 بعد از ظهر عازم جده شويم و از آنجا به مدينه برويم.