80خليج فارس قرار دارند، اصلا چيزى به حساب نمىآيند. اما جاهايى مثل «قصرالضيافه» و « قصر المؤتمرات» كه در مكه وجده محل اقامت ما بودند، چيزى در حد هتلهاى درجۀ 2 بودند، آنهم منهاى بعضى امكانات. درهيچكدام از اين بهاصطلاح قصرها، در اتاقهايشان حتى مسواك و خميردندان و دمپايى هم نگذاشته بودند. عجيبتر اينكه تلفنهاى اتاقها قابل استفاده براى تماسهاى بين شهرى و خارج از كشور نبودند و ما براى آنكه با ايران صحبت كنيم ناچار بوديم از تلفنهاى همراه خودمان استفادهكنيم و فقط تلفن قسمتى كه آقاى هاشمى رفسنجانى در آن اقامت داشتند خط آزاد داشت. وضعيت عمومى اتاق ها و ساختمانهاى محل اقامت هم در همين سطح بود و اصولاً چيز فوقالعادهاى كه ما احساس كنيم در « قصر» زندگى مىكنيم در آنها وجود نداشت. وقتى در بارۀ تلفن با مسؤول خدمات محل اقامت صحبت كردم، معلوم شد براى صرفهجويى صفرها را بستهاند! ولى در بارۀ دم پايى و مسواك و خميردندان و بقيه خدمات توضيحى نداشتند.
هدفم از نوشتن اين نكته ايراد گرفتن به سعودىها نبود، خواستم قدرى ريا كرده باشم و اطمينان بدهم كه با اين ميهمانى، دچار خوى كاخ نشينى نشديم. البته از انصاف نگذريم آن نمازخانۀ طبقۀ 15 محل اقامتمان در مكه، به لحاظ نماى زيبايى كه به خاطر تسلّط بر مسجدالحرام و كعبه دارد، يك امتياز بزرگ بود. خوشبختانه اتاق ما هم در همان طبقۀ 15 بود و بحمدالله توفيق استفاده از اين امتياز معنوى هم دست داد.
شب پنجشنبه 16 خرداد، طبق قرارى كه داشتيم بعد از خواندن نماز مغرب و عشا در مسجدالحرام به اتفاق آقاى علمى حسينى به هتل اينتر كنتينانتال، كه در همان نزديكىها بود رفتيم و حدود يكساعت و نيم با آقاى شيخ حسن الصفار در بارۀ وضعيت شيعيان عربستان و رفتار حكومت با آنها صحبت كرديم. شيخ از سياست «انفتاح» كه توسط ملك عبدالله در پيش گرفته شده، بسيار راضى بود. او يك جلد صحيفۀ سجاديه به من داد و گفت اين صحيفه را با مجوز دولت عربستان و در خود عربستان چاپ و توزيع كردهايم و الآن كه با شما صحبت مىكنم، رسالۀ توضيح المسائل آيت الله سيستانى هم با مجوزى كه از دولت عربستان گرفتهايم، زير چاپ است و به زودى توزيع خواهد شد.
شيخ حسن الصفار بعد از توضيحات مفصّلى كه در بارۀ آزادىهايى كه در دوران ملك عبدالله به شيعيان داده شده و آنها براى انجام مراسم دينى و ساختمان مسجد و حسينيه و انجام ساير امور بر طبق اعتقادات تشيع مشكلى ندارند داد، اين را هم گفت كه متأسفانه افرادى از حوزۀ علميه قم به منطقۀ قطيف و شرق عربستان مىآيند و تندروىهايى مىكنند كه فضاى باز موجود را به خطر مىاندازند. در مقابل اين تندروىها طبعاً افراطيون وهابى نيز بهانههايى به دست مىآورند و براى شيعيان مشكلاتى درست مىكنند. شيخ در حالى كه بشدت از اين وضعيت نگران بود، به من گفت: وقتى انقلاب اسلامى در ايران پيروز شد، شما گفتيد ما مىخواهيم انقلاب را صادر كنيم ولى الآن بهجاى آنكه انقلاب صادر كنيد در حال صادر كردن ارتجاع هستيد. بعضى افرادكه از اهالى شرق عربستان هستند و در قم تحصيل مىكنند هر سال چند نوبت به عربستان مىآيند و از قول بعضى مراجع مطالبى نقل مىكنند كه قطعاً نظر آن مراجع نيست ولى براى تحقق اهداف خودشان هر چه مىخواهند به بزرگان نسبت مىدهند و در اينجا جنگ شيعه و سنى به راه مىاندازند و همۀ زحمات ما را به باد مىدهند.
وقتى از شيخ اطلاعات ريزترى در بارۀ اين جريان گرفتم، به اين نتيجه رسيدم كه او هم با همان مشكلى مواجه است كه ما در ايران با آن دست و پنجه نرم مىكنيم. جريانى كه با توسل به خواب و خيال و خرافات و اضافه كردن افكار خود به احكام و اعتقادات، هرچه مىخواهند به اهل البيت: نسبت مىدهند تا به دكانى كه براى جذب عوام باز كردهاند رونق ببخشند و شيعيان عربستان نيز كه به حوزه و مراجع دسترسى ندارند، همان مطالب را قبول مىكنند واينها مىشود زمينۀ اختلاف و درگيرى؛ از يكطرف ميان خود شيعيان و از طرف ديگر ميان اين جماعت افراطى با افراطيون وهابى. روشن است كه از اين آب گِل آلود چه كسانى ماهى مقصود خودشان را مىگيرند . . .
در بارۀ شيخ حسن الصفار اين نكته را ناگفته نگذارم كه او داراى سوابق مبارزاتى با حكومت عربستان براى آزادى شيعيان است و در پروندۀ خود تحمل زندان و شكنجه و محروميتهاى زيادى دارد. به همين دليل او بيش از ديگران قدر فضاى باز فعلى عربستان براى شيعيان را مىداند و دقيقاً درك مىكند كه تخريب اين فضا به نفع چه كسانى است.
نكتۀ ديگر اينكه اهميت چاپ صحيفۀ سجاديه و رسالۀ عمليه و كتابهاى ديگر وساير كارهايى كه شيعيان در شرايط فعلى عربستان انجام مى دهند براى ما كه در ايران و در سايۀ حاكميت اهل البيت: هستيم قابل درك نيست. فقط كسانى مىتوانند اهميت اين شرايط را بفهمند كه از مشكلات و شدايدى كه شيعيان عربستان در گذشته با آن مواجه بودند، مطلع باشند و ضمناً اين را هم بدانند كه همين حالا افراطيون وهابى هر لحظه در صدد پيدا كردن بهانهاى براى از بين بردن فضاى متعادل موجود هستند و عدهاى نيز منتظرند ملك عبدالله سرش را زمين بگذارد تا دمار از روزگار شيعيان عربستان در بياورند. درست در چنين وضعيتى متأسفانه عدهاى جاهل مرتكب اقدامات تحريك آميز مىشوند و بعضى سايتهاى وابسته به آنها هم خبرهاى دروغ و راست را با هم ممزوج مىكنند وبه خورد مردم ايران مىدهند تا به تخريب فضاى كنونى كمك كنند، لابد قربۀً إلى الله!
بعد از گفتگو با شيخ حسن الصفار وقتى به محل اقامت برگشتيم، تلويزيون عربستان در حال پخش مستقيم يك گفتگو در بارۀ ضرورت تعامل و تفاهم ميان پيروان مذاهب اسلامى بود كه در آن آقاى تسخيرى و يك عالم سنى شركت داشتند و لحظاتى بعد آقاى شيخ حسن الصفار نيز به آنها ملحق شد. اين گفتگوى تلويزيونى مستقيماً از هتل اينتركنتينانتال مكه پخش مىشد كه محل اقامت همين آقايان بود و جالب اين است كه در تمام مدت برگزارى اجلاس بين المللى گفتگوى اسلامى در مكه، هر شب چنين ميزگردهايى بهطور زنده از تلويزيون عربستان پخش مىشد كه در آنها علماى شيعه و سنى حضور داشتند و نقطه نظرهاى خود را بيان مىكردند. اين علماى شيعه از ايران، عراق، لبنان و خود عربستان بودند كه فعالانه در اجلاس مكه شركت كرده بودند.
پخش مستقيم نقطه نظرات علماى شيعه از تلويزيون عربستان، پديدهاى بىسابقه است براى كسانى كه با فضاى آن كشور و عقايد و مواضع علماى سلفى نسبت به شيعيان آشنا هستند، يكى از شگفتى ها به حساب مىآيد. يك نمونه اينكه درست در روزهاى قبل از برگزارى اجلاس مكه بيانيهاى به امضاى 22 نفر از همين علماى سلفى عربستان منتشر شد كه در آن دولتهاى شيعۀ ايران و عراق به مقابله با مسلمانان سنى متهم شده و به حزب الله لبنان بىتوجهى به مبارزه عليه اسراييل نسبت داده شده بود! خبرگزارىهاى خارجى كه اين خبر را مخابره كردند،