41
[زيارتنامه خوانى ايرانيان و مشكلات شيعيان بومى]
زيارتنامههايى كه حجاج ايرانى در حرم نبوى مى خوانند، مخصوصاً جملاتى كه در زيارت حضرت زهرا - سلام الله عليها- خوانده مىشود و مشتمل بر سوء اعمال صدر اول است، پليسهاى سعودى و متصديان نجدى مسجد متوجه مىشوند و درست مىفهمند و اين خود يكى از اسباب زحمت براى شيعه است و نوعاً سالى چند مرتبه موجب گفتگو و حبس وكتك كارى مىشود و آنچه هم به حجاج يادآورى مىشود كه اين زيارتها را نخوانند يا اگر ميخوانند خيلى آهسته بخوانند فايده ندارد و قسمت مهم ضرر اين كارها پاپيچ يك مشت شيعۀ بيچارۀ مدينه و مكه مىشود؛ زيرا كه پليس وشرطه و هيئت امر به معروف كه اين زيارتها را مى شنوند، عكس العمل اين جملات نيش دار را بر شيعۀ بيچارۀ مدينه تلافى كامل مىكنند. اين هم يكى از دردهاى بى درمان است كه هر چه سعى و كوشش مىكنيم كه به حجاج شيعه بفهمانيم كه ضرر اين زيارتها مستقيماً عايد يك مشت مردم بيچارۀ مدينه ميشود ابداً ممكن نيست.
[استطاعت مالى و استطاعت عقلى]
بنده عقيده دارم همانطور كه حج مشروط به استطاعت مالى و بدنى است مشروط به استطاعت عقلى هم مىباشد و بنده در صدد تهيۀ مناسكى كه مشتمل بر تمام جهاتى كه حجاج لازم است رعايت بكنند مى باشم، گرفتارى زيادى مانع از تكميل اين كتابچه است. اگر اين مناسك تمام شد شايد قدرى حجاج شعيه عموما و ايران خصوصاً پى به مفاسد اين اعمال برده و با كمك آيات و مراجع تقليد كم كم اين نواقص رفع شود.
بارى قبلاً به عرض رسانيدم كه عمده سكنۀ مدينۀ منوره و مكه مسلمانهاى ممالك اسلامى هستند كه براى تحصيل ثواب و تهيۀ توشۀ سفر آخرت به اين دو شهر آمدهاند. متأسفانه در ميان اين مهاجرين مختلف و عنصرهاى گوناگون كمتر شيعه پيدا مىشود و شيعه حجاز عموماً مردمان بومى همان حجازند كه از مدتها قبل توطّن آنها در حجاز بوده و مهاجرين شيعه از ممالك مختلفۀ اسلامى كمتر مجاور مدينه ومكه مى شوند و آنچه از شيعه مهاجرت ميكنند عموماً به عتبات رفته، مجاور نجف اشرف و كربلا مى شوند.
درست معلوم نيست از كى شيعه اين انتخاب را كردهاند و گمان مىكنم تعدىهاى ناروايىكه به شيعه در حجاز مىشده و سياست هم بى دخالت دركار نبوده، اين صورت در اثر آن فشار وآن سياست پيدا شده است.
[تركيب جمعيتى شيعيان مدينه]
فعلاً جمعيت شيعۀ مدينه از چند دسته تشكيل مىشود:
[نخاوله]
يكى نخاوله كه بيشتر از ساير شيعههاى مدينه مىباشند. سال گذشته از مختار رسمى آنها عدد نخاوله را پرسيدم. گفت: قريب شش هزار نفر هستند و اين دسته نوعاً رعيت و زراعت باغهاى اطراف مدينه را اداره مىكنند و نوعاً اشخاص متدين و بى بضاعت هستند. شايد چند نفرى بيشتر مستغنى ندارند و قسمت شهر نشين آنها هم كسبۀ درجه چهار وباربر و بنّا و عمله هستند. فشار حكومت به اين دسته بيشتر از ساير دستههاى ديگر شيعه است؛ زيرا كه اين دسته نوعاً از خواستههاى اخلاقى حكومت سرپيچى مىكند؛ لذا آنها هم معامله متقابله كرده، از مقدارى امتيازات آنها را محروم كردهاند. مثلاً اموات را رسم است پس از غسل براى زيارت به حرم مطهر نبوى مىبرند؛ ليكن اموات نخاوله را اذن نمىدهند به حرم ببرند و ديگر آنكه شهادت آنها را در محاكم حجاز نوعاً قبول نمىكنند مگر در بعضى موارد استثنائى و اين يك مشكل بزرگى در زندگى آنها است. چندين بار موضوع را در حيات مرحوم آيت الله فقيد - قدسسره- به آن مرحوم تذكر دادم و در صدد بودند كه در موقع مقتضى رفع اين اشكال را از ملك سعود بنمايند؛ اجل مهلت نداد. علاوه نقشههايى براى كم كردن اين شكاف عميق بين شيعه و سنى در نظر داشتند كه كم كم در صدد اجراى آن بودند، فعلا همه آنها راكد مانده تا بعد چه شود.