85با آنكه كمال خوف از اين دريا داشتم، به تفضّل خداوند متعال، در مدت دو شب و يك روز دريا ابداً تلاطم ننمود و صبح شنبه 21، به قرب انزلى رسيديم. كشتى ايستاد و در اين بين پركاس دولتى را آوردند. معين ديوان نايب الحكومۀ آستارا با نواب منوچهر ميرزا، كه از جانب موسيو نوز مأمور انزلى شد، ايشان نيز حضور بههم رساندند و پذيرايى كردند. به كاپيتان پركاس ده تومان و دو نفر كه با پركاس آمده دو اشرفى انعام داده شد. در مقابل گمرك آستارا دو نفر از فرنگىهايى كه رييس گمرك خانۀ آنجا باشند آمده ديدن نموده، بارها نيز تفتيش نمودند. ديدند چيزى كه قابل گمرك گرفتن باشد به همراه نبود. با كمال معقوليت و مهربانى خداحافظى كرده رفتند. باز پركاس حركت نمود، به قدر يك ساعت حركت نمود تا به دهنۀ رودخانه رسيديم. در آنجا سه عدد قايق حاضر نموده بودند. به قايق سوار شده يك ساعت قايقچىها پارو مى زدند. بعد كه به رودخانه رسيديم. قايقچى ها طنابهاى چند به دكل قايق بسته خودشان به كنار رودخانه رفتند و آن طنابها را ميكشيدند تا بعد از يك ساعت كه پيره بازار رسيده پياده شديم. به قايقچىها شش تومان و به كنار رودىها سه تومان انعام داده شد، و جناب حاجى. . . .02 برادر كوچك جناب حاجى سيد رضى كه از آستارا. . . . شده بود ديدم ايستادهاند. معلوم شد به استقبال آمده بود با دو يدك و چند رأس اسب سوارى. به ايشان گفتم حاجت سوار شدن اسب ندارم. سه دستگاه درشكه كرايه كه در پيره بازار حاضر بود سوار شده با برادر جناب حاجى سيد رضى به خانه حاج معزّى اليه وارد شديم و به درشكههاى كرايه سه تومان داديم. پنج ساعت بهغروب مانده بود، ناهارى حاضر نموده بودند، صرف و شكر حضرت معبود متعال به تقديم آمد. سجدۀ شكر كردم كه الحمد لله از دريا به خوبى گذشتيم. جناب حاجى ناظم خلوت هم به خانۀ جناب ميرزا نورالله خان پيشكار رشت رفت. بعد از صرف ناهار تلگرافى به جناب مستطاب اجل مشير السلطنه وزير ماليه و تلگرافى به جناب فرزندى ثقۀ السلطنه نموده، ورود خود را [16] به رشت به سلامتى با همۀ همراهان و اقامت دو روزه و عازم شدن بعد از دو روز اطلاع داده شد.
جناب حاجى مجدالدوله، همان طوركه از بادكوبه دو روز پيش [راه] افتاد در رشت هم همان روز ورودِ بنده حركت به طرف دارالخلافه نمودند. من هم دادم به چاپارخانه سه دستگاه از كالسكه و دليجان و گارى مبلغ دويست تومان كرايه نمودند كه ان شاءالله دوشنبه غرّۀ شهر صفر از شهر رشت حركت كنم و يك زوج يخدان كه ملبوس و چهار طاقه شال كشميرى و دو طاقه كرمانى و يك طاقه اميرى اعلى و لباسهاى حرمۀ السلطنه و دوازده قاليچۀ اعلى و پارهاى اسباب ديگر كه پول چاپارى حمل نمودن لزومى نداشت و سه باب چادر دوديركى و قلندرى كتان گلدار و چادر قلندرى كتان ساده و شش خوب [؟] در خانۀ جناب حاجى سيد گذاشته شد كه اخوان ايشان با مكارى روانه كنند و جناب حاجى ناظم خلوت هم چون در چاپارخانه روز دوشنبه و موقع حركت پست بود، عذر رييس چاپار اين شد كه زياده از چهار دستگاه مال ندارم. قرار شد يك روز بعد از حركت بنده [عازم] طهران بشود.
از علما و اعيان، جناب شريعتمدار و جناب ميرزا نورالله خان پيشكار و پسر مرحوم حاجى ميرزا على پسر حاجى ميرزا مسعود كه كارگزارى رشت به عهدۀ او محوّل است، آمده ديدن نمودند، با چند نفر از تجار و غيره كه آشنايى داشتند. خداوند - انشاءالله تعالى تفضّل فرمايد كه به سلامتى به طهران برسيم و اَحياء را به صحت ملاقات كنيم.
روز دوشنبه، غرّۀ شهر صفر، بعد از ظهر از خانههاى جناب حاجى سيد رضى با اخوانشان وداع نموديم، قريب به غروب به رستم آباد كه پنج فرسخى شهر رشت مىباشد رسيديم. به جهت آنكه از رشت تا آنجا راه شوسه خيلى بد و مغشوش از گِل و آب بود، اما از آن به بعد راهها عيبى نداشت و در همهجا سنگتراش و عمله با مهندسين مشغول وسعت دادن راه بودند، لكن حقيقت از ديدن فرودگاهها [پرتگاهها] زَهرۀ انسانى مىتركد.
سه روز، در روز پنج شنبه، 4 صفر - ان شاءالله تعالى از اين ميهمانخانۀ بيك كندى به قزوين وارد خواهم شد. از دو فرسخى به بيك كندى مانده، آن درّهها كمكم تمام شده، به زمين مسطّح رسيدند؛ و در بيك كندى مانده و با آن كه شام را پيش خودم طبخ نموده؛ از برنج و روغن و قند و چاى و غيره، براى همه طبخ غذا و بخارى و ذغال سماور و اقامت يك شب در آنجا، چهار تومان داده شده، صبح سوار شده و ناهار وارد قزوين در عمارات ديوانى گرديديم. جناب اجل، ميرزا صالحخان سردار امجد، حاكم قزوين كالسكه و يدك و چند نفر فرستاده بودند.
مختصر اين است كه چهار روز و سه شب در راه رشت بوديم. در قزوين براى عوض نمودن اسب چاپارى با كالسكهها و گارى نزد رييس چاپارخانۀ آنجا فرستاده بود و پيغام داده بود كه حضرت اقدس ارفع امجد والا وليعهد گردون مهد چون از دارالخلافه اعلام شده كه شنبه 6 شهر صفر از آنجا حركت خواهيم فرمود، اگر الآن از اينجا شما حركت نكنيد فردا مالهاى چاپارخانه را براى ملتزمين ركاب مبارك حضرت اقدس خواهند برد و يك هفته در اينجا مى بايد اقامت كنيد تا مالها برسد. به اين جهت ناهار صرف، نماز ظهر و عصر خوانده با جناب سردار وداع نموده، عازم شديم و