86الى پنج ساعت از شب گذشته به مهمانخانههاى حصارك خود را رسانيدم و صبح جمعه 5، سه ساعت از روز مزبور گذشته، به ميهمانخانۀ شاه آباد وارد گرديده، ناهار صرف و نماز ظهر و عصر خوانده و سجدۀ شكر حضرت قادر متعال به تقديم آمده، عازم شهر طهران شديم.
در بين راه شاه آباد، حضرات مستقبلين كه جنابان ثقۀ السلطنه و مشير نظام12 واعزاز الدوله ومستوفى نظام رسيدند. روى فرزندان را بوسيده و شكر حضرت ذوالجلال را به جاى آورده روانه شدم.
همينكه به امامزاده حسن رسيديم، جناب مستطاب اجلّ اكرم آقاى مشير السلطنه22 وجناب اجل موثق الملك و جناب بديع الملك و حاجى سيد رضى و جناب سلطان الواعظين و امير الأمراء قليخان امير تومان و جناب نعيم السلطنه و جناب امين حضرت و نوادهها و غيره و غيره كه در آنجا انتظار داشتند، همه را به تفضّل خداوند متعال صحيحاً سالماً ملاقات كرده، زبانم به اين فقرات گويا شد
: «الْحَمْدُ للهِ الَّذي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُور» 32
پس از ساعتى مكث، از آنجا كه قريب دو ساعت به غروب مانده بود، با جناب مستطاب اجل، آقاى مشير السلطنه در كالسكه نشسته و حضرات آقايان هم هر يك در كالسكههاى خودشان روانۀ شهر شديم و به خانۀ خود وارد گرديديم و از سلامتى اقارب و از اينكه خودم هم به صحت از اين سفر دور مراجعت نموده، همه را به دلخوشى ملاقات كردم، به درگاه حضرت رب العزّه متشكّر شدم. حمداً لله، فثمّ حمداً لله.
فرداى آن روز در دوشان تپه، كه موكب مسعود همايونى در آنجا نزول اجلال داشت رفته، شرفياب خاك پاى مقدس همايون ظل اللهى - اروحناه فداه - شده، تقبيل خاك پاى مبارك را نمودم و اظهار كمال مرحمت را فرمودند و مستظهراً مراجعت به شهر شده، مشغول پذيرايى آقايان علماى اعلام - كثّر الله أمثالهم - و وزراى عظام و آقايان و دوستان گرديدم و پس از دو روز، كه يك زوج طپانچۀ هشت تيره، كه از اسلحههاى ممتاز تازه درآمدۀ فرنگستان و پارهاى از ظروف كار ژاپون و شال شيروانى اعلى، كه هر يك در جاى خود ممتاز، كه سوغات مكۀ معظمه - زادها الله شرفاً- بود به عنوان سوغات تقديم حضور باهرُ النور همايون ملوكانه -ارواحناه فداه - با فرزندان «ثقه السلطنه و اعزاز الدوله» شده، به اين نحو در فوق عريضه به دستخط همايون نمط شرف اصدار يافته بود.
مدير الدوله! عريضۀ شما را ملاحظه نموديم. ان شاءالله حج شما قبول و دعاهايى كه مى دانم قبلاً به ما كردهايد مقبول است. حقيقتاً جاى شما در اين مدت در حضور خالى بود. ثقۀ السلطنه و اعزاز الدوله در غياب شما خوب خدمت ميكردند. كمال رضايت را از خدمات آنها داريم. به شما هم كمال التفات را داريم. اشيايى كه به رسم سوغات فرستاده بود [يد] رسيد. بسيار مستحسن و پسنديده افتاد. شهر صفر المظفر 1322
بعد از زيارتِ اين دستخط ملوكانۀ پادشاهانه - ارواحناه فداه - مايۀ كمال استظهار و تشكر عموماً گرديد.
خداوند متعال ظلّ طويل شاهنشاه - ارواحناه فداه - را بر مفارق عموم چاكران و اهالى مستدام بدارد بربّ العباد و بحقّ محمد - صلّى الله عليه و ائمۀ طاهرين و اولاده الامجاد سلام الله عليهم اجمعين.
اين صورت سفرنامه مكه معظمه است كه تحرير شد. 1 شهر صفر المظفر 1323
پىنوشتها:
1. مرآت الوقايع، (چاپ ميراث مكتوب، 1386) ص 85
2. مرآت، ص126
3. مرآت الوقايع، ص578
4. مرآت الوقايع، ص740
5. مرآت الوقايع، ص782
6. مرآت الوقايع، ص908
7. مرآت، ص 496
8. جاى يك كلمه در اصل سفيد است.
9. دو كلمه ناخوانا شايد: [نمره اول]
10. يك كلمه ناخوانا.
11. يك كلمه ناخوانا.
12. به اندازه يك كلمه سفيد.
13. خوراكى حدسى است. شايد: فواكه.