72
تفصيل سفر مكه معظمه
اين سفرنامه
سفرنامۀ حاضر، در ادامۀ حركت سفرنامه نويسى حج در دوره قاجار است كه توسط يكى ديگر از صاحب منصبان اين دولت نوشته شده و مسير او نيز درست مانند غالب افرادى كه اين زمان از تهران به حج رفته اند، از طريق شمال ايران به سمت درياى سياه و از آنجا به استانبول و اسكندريه و كانال سوئز و سپس جده و بازگشت از همان طريق بوده است. اين سفرنامه به تفصيلِ سفرنامههاى مفصّلِ اين دوره؛ مانند فرهاد ميرزا، امين الدوله، ميرزا عبدالحسين خان افشار و. . . نيست اما به رغم اختصار، حاوى نكات جالبى در بارۀ مسير راه و حرمين است.
نسخهاى از اين سفرنامه در 17 صفحه به شمارۀ 3899 در كتابخانۀ ملك نگهدارى شده و در فهرست آن كتابخانه (ج3، ص366) معرفى شده است. نسخه اندكى بد خط و تصويرى كه در اختيار بنده قرار گرفت كم رنگ و رو بود. به همين جهت كلماتى ناخوانا ماند.
اين سفر در شعبان 1321 قمرى آغاز شده و تا صفر 1322 به طول انجاميده است.
تاريخ پايان سفرنامه اولِ شهرصفرالمظفر 1323 (شايد: 1322) است. عليالقاعده يا بايد سال مذكور 1323 باشد يا اگر در 1322 است بايد اولِ آن نه، بلكه دست كم پس از روز پنجم باشد كه روز ورود او به طهران است.
رسول جعفريان
15 محرم 1429
ميرزا محمود خان مدير الدوله
نويسندۀ اين سفرنامه ميرزا محمود خان مدير الدوله وزير لشكر برادر ميرزا احمد خان مشير السلطنه است كه فرد اخير از رجال مشهور دولت قاجارى، وزير داخله، عدليه و ماليه بود. اما نويسندۀ ما سالها در آذربايجان مشغول كار بوده و از اين حيث، مظفرالدين شاه به وى اعتماد داشته است. درتهران از همان سال1314 كه سال نخست سلطنت مظفرالدين شاه است، توليت آستان قدس رضوى به وى سپرده شده و بعدها وزير لشكر شده است.
آنچه در ذيل در بارۀ وى خواهد آمد تقريباً همه برگرفته از «مرآت الوقايع» مظفرى است كه اشارات قابل توجهى به وى از سال 1314 تا 1322 دارد. بر اساس نخستين اطلاع موجود در اين كتاب، در بارۀ اين شخص، مدير الدوله در ذى حجۀ سال 1314 توليت آستان مقدس شده است.
ملك المورخين مينويسد: «جناب ميرزا محمود خان مدير الدوله، كه از وزراى ديندار و خداترس و درست و امين و خير خواه ملت و دولت است، به توليت آستانۀ مقدسۀ رضويه - سلام الله على ساكنها - مفتخر شد.» .1
همو نوشته است: «در ماه جمادى الثانيه 1315، جناب ميرزا محمود خان مديرالدوله متولى باشى آستان مقدس، كه از وزراى ديندار وخداترس مملكت ايران است، خدماتى شايان به توليت جليله نموده؛ از جمله مبالغى آستانۀ مقدسه قرض پيدا كرده بود. مدير الدوله خرج را با دخل برابر كرده. . . گفتند مدير الدوله در آن سال، دوازده هزار تومان حق التوليۀ خود را تقديم مخارجات آستانۀ متبركه نمود.2
بنا به نوشتۀ ملك المورخين، وى در عشر سوم صفر 1318ق. به وزارت كشور منسوب شده و اين به پيشنهاد اتابك اعظم بوده است.3
از مقدمۀ همين سفرنامه بر مىآيد كه وى در هنگام آغاز سفر، وزير لشكر بوده، اما شگفت آن است كه عبدالحسين خان ملك المورخين نوشته است: در اول شهر ذيحجه 1322 مدير الدوله وزير لشكر از وزارت لشكر معزول شد. با اينكه ميان نوكرهاى شاه مرد درست و ديندار و خدا ترس مىباشد و هيچ خلافى هم از او سر نزده است.4 اين درست زمانى است مديرالدوله درحج به سر مىبرد. بنابراين، بايد اشتباهى براى ملك المورخين رخ داده باشد. بسا اين مربوط به سال بعد باشد. همو دروقايع سال1320 نوشته است: «در عشر آخر رمضان، پساز آنكه امين الدوله از وزارت وظايف و اوقاف استعفا كرد، شاه شغل او را به حاجى مدير الدوله داد.» .5
نويسندۀ در اين سفرنامه، از پسرش ثقۀ السلطنه ياد كرده و ملك المورخين هم ذيل رخدادهاى سال 1320 نوشته است: «ثقۀ السلطنۀ بن حاجى مدير الدوله، وزير وظايف واوقاف به نيابت وظايف و اوقاف و استيفاى وظايف سربلند شد.»6 شايد پسرِ ديگرِ او مشير