70عرضكردم كه ما نميتوانيم اينكار را بكنيم، چون اينكاره نيستيم. ما نميتوانيم بايستيم دستور غذا بدهيم يا غذا بپزيم. از افرادى كه صلاحيت دارند پيدا كنيم و با آنها قرارداد ببنديم وكارمزد بدهيم و آنها هم نفعى داشته باشند.
با محاسبۀ دقيقى كه بنده در سال گذشته كردم، بهترين جا را اگر بگيريم، بهترين غذا و بهترين برنامهها را اجرا كنيم، هزينۀ هر نفر چهارهزار و پانصد تومان ميشود در حالى كه آنها شش هزار تومان از زائر ميگيرند و خودشان هم اقرار دارند كه استفاده ميكنند.
در دو شب گذشته، يكى از صاحبان رستورانهاى خيلى خوب قلهك را ديدم و با او در اين باره صحبت كردم. گفت: خيليها از طرف كاروانها دنبال من آمدند، ولى نپذيرفتم. شما با چنين برنامهاى، اگر بخواهيد با كمال ميل حاضرم و تعهد ميكنم كه كاروان را از هر جهت اداره كنم.
اگر با چنين آدم منظمى، كه هدف مادى ندارد، دليلش هم اين است كه تاكنون به دنبال كاروان درست كردن نبوده و ميتوانسته مانند ديگران قراردادى ببندد و سودى ببرد.
اگر چنين شخصى مديريت كند، ديگر كسى نميتواند به غذا اعتراض كند. از نظر برنامههاى مذهبى و برنامههاى رسمى هم كه خود ما برنامه را تنظيم ميكنيم، افرادى را هم در اختيارش ميگذاريم؛ كسانيكه بتوانند با دستگاههاى دولتى عربستان در ارتباط باشند و اتومبيل كرايه كنند و چادر تهيه نمايند و. . . در آخر كارمزد بگيرند. ما هم هيچ كارى نكنيم و فقط فكر بدهيم.
معلوم است اگر كار ميان افراد ذىصلاحيت تقسيم شود، كاروان نمونه ميشود و اگر افراد اين كاروان آن كلاسهاى ويژه را بگذرانند و به حج بيايند، حقيقت حج را درك خواهند كرد والاّ اگر گير اين كاروانچيها بيفتند، همان مصايبيكه بود، ادامه خواهد داشت.
استاد مطهرى: در اينجا لازم است دو مطلب را عرض كنم:
1. گاهى ناراحتيهايى از خودِ اين مسافرت براى بعضى پيدا ميشود. بعضى از افراد تحمّلبيشترى در برابر سختيها دارند. بهعكس بعضى هستند به برخى مسائل اهميت نميدهند. بسيارى از ناراحتيها شايد در معاشرتها ايجاد ميگردد؛ مثلاً در سوار شدن به هواپيما و پياده شدن از آن، روح انسان چقدر رنج ميبيند. انسان بايد مسابقه بگذارد تا در هواپيما جا گيرش بيايد؛ نظم و حساب و كتاب نيست. كسى كه از اينجا حركت ميكند، بايد مطمئن باشد در داخل هواپيما اسير و گرفتار نميشود. آسايش جسمانى در حدّى كه لازم است داشته باشد.
2. مطلب ديگر آگاهانه و زنده بودن اين سفر است. لازم است افرادى كه به مكه و مدينه ميروند، و مدت دهروزى كه مثلاً در مدينه ميمانند راهنما داشته باشند تا مطالب تاريخى مدينه را بهطور مختصر و اجمال توضيح دهد. ما وقتى به آنجا رفتيم، با اينكه مقدارى اهل كتاب و مطالعه هستيم، اگر چيزى بپرسند، نميتوانيم خوب پاسخ بدهيم. آدم بايد يكچيزهايى را بداند؛ مثلاً خانۀ امام صادق (ع) دركجا بوده؟ مقامات پيغمبر كجا است؟ و. . . اگر برنامۀ زندهاى باشد و در ظرف ده روز، بهطور اجمال تاريخ دهسالۀ هجرت را براى زائران بگويد. يا در مدتى كه در مكه است، تاريخ مكۀ ابراهيمى، مقام ابراهيم، حجر اسماعيل، زندگى حضرت رسول، بعثت و. . . را مرور كند.
ما ميخواهيم در طول سال به مردم اين مطالب را بياموزيم اما مردم آمادگى ندارند. در آنجا اين آمادگى هست و صد برابر هم هست. در مشاعر خوب مىشود اينها را آموخت.
ميدانيم كه عرفات چه سرزمين مهمى است؛ هم از جهت مكانى و هم از نظر زمانى. اشخاصى به آنجا ميروند اما مردد و منتظر هستند كى غروب ميشود كه از آنجا بروند! بايد برنامهاى، مانند برنامۀ كامل، جالب و زندهاى كه امسال حسينيۀ ارشاد درآنجا اجرا كرد، ادامه يابد. به خصوص در آن نصف روز، از ظهر تا غروب، دعا و راز ونياز با حالى اجرا شود. انسان وقتى خودش تنها ميرود كه نميتواند و كاروانى هم كه چنين برنامهاى را داشته باشد، وجود ندارد. امروز كاروانچى هرقدر هم كه ماهر باشد، در احياى حج مهارت ندارد. همچنين در منا آن سه روزى كه هستند، بايد سه روز زندهباشد.
پس هدف ما از كاروان نمونه آن است كه آسايش جسمانى اشخاص در آن تأمين شود؛ ناراحتيهاييكه لازم نيست انسان آنها را تحمل كند وجود نداشته باشد و ديگر اينكه خودِ اين سفر، سفر زندهاى باشد. البته بايد در حول و حوش آن بيشتر انديشيد و بايد ديد افراديكه ميخواهند راهنما باشند و مأمور زنده كردن اين برنامه هستند، چه كارهايى را لازم است انجام دهند. اگر اينمسائل در كاروانى محقق شد، ميتوان گفت آن كاروان، نمونه است. در اين صورت، كاروانهاى ديگر هم از آن سرمشق ميگيرند. اگر ده تا، بيست تا كاروان اينگونهشد، ما ديگر از اين كار و برنامهها دست برميداريم.