69ما الآن كار زيادى داريم. بايد نواقص را رفع كنيم. كتابچه چاپ كنيم و. . . با اين وضع چرا بايد بهكارهاى ديگر بپردازيم؟ ! ما چرا بايد پا توى كفش به اصطلاح دستگاههاى اقتصادى يا حملهداريكنيم؟ ! راه پيشرفت ما اين است كه نقش سر حَكَمى داشته باشيم، نه اينكه خودمان مستقلاً عمل كنيم. اگر احياناً نصايح و توصيههاى ما را نپذيرفتند، آنگاه خودمان مستقلاً يك جزء از كار يا تمام كار را عهدهدار ميشويم. معلوم است كه اگر خودمان عهدهدار امور اجرايى شويم؛ بسيار مشكل است، مگر اين كه همۀ افراد از رفقا و دوستان خودمان باشند و نواقص را ناديده بگيرند و اعتراض نكنند، وگرنه اعتراضات زياد است. ممكن است تمام مسائل حج را كنار بگذارند و در مورد سرخ نشدن قورمهسبزى بحث كنند و چنين چيزى اصلاً بعيد نيست. و بعد هم به ما اعتراض كنند كه اين چه دستگاهى است، صد رحمت به دستگاه فلان! چقدر خوب بود! و چه خوب به ما رسيد و. . . اصلاً هدف حج را رها كرده و به وجهۀ ديگرى رفته است.
ما از پسِ چنين حرفهايى برنميآييم. همۀ اعتراضات از يك سنخ نيست. ميگويند ما رفتيم بد بود!
بهنظر من، ما بايد كارمان را تقسيم كنيم. جناب آقاى مطهرى فرمودند كه آقايان اهل علم مطالعه كرده، راه حلى پيدا كنند و بعد به عرض مراجع تقليد برسد. اگر مورد تأييد آنها قرار گرفت، گويا يكى از آقايان هم تأييد فرمودهاند اجمالاً و ديگران هم اگر تأييد بفرمايند، يك مرحله از كار طى شده است. بعد ببينيم كه نقايص ديگرمان چيست؟
و آنچه كه در بارۀ كاروان نمونه مطرح شد، اگر صلاح بدانيد چند نفر از آقايان حملهدارها را دعوت كنيم و به آنها بگوييمكه ما فلان نقص را در كار شما ميبينيم و حاضريم همكارى و كمك رايگان در اختيار شما بگذاريم و معاضدت كنيم كه اين نواقص شما برطرف شود، نظر پولى و مادى هم نداريم. فقط ميخواهيم ايرادهاى شما را رفع كنيم. در امورى با شما همكارى ميكنيم كه خودتان وقت پرداختن به آن را نداريد. اين نظر بنده است. پس ما بايد ابتدا تجزيه و تحليل كنيم كه خودمان چهكارهايى را ميتوانيم انجام دهيم و چقدر بنيه و توان داريم، بعد محاسبه كنيم كه چگونه ميشود امور را حل كرد.
من عذر ميخواهم از اينكه بىپروا و رُك صحبت ميكنم. اين نتيجهاى است كه بنده در گذشته ديدهام و ميدانم به نتيجه نميرسيم. مدتى زحمت كشيديم خودمان خسته شديم. كم كم گِله از داخل شروع شد.
يكى از حضار: در سال گذشته ما با اينها صحبت كرديم و گفتيم افرادى در حسينيۀ ارشاد هستند كه ميخواهند تحت يك برنامۀ منظم به حج مشرّف شوند، شما بياييد با ما قرارداد ببنديد در مورد پذيرايى، مسكن، برنامههاى آموزشى و مذهبى و. . . گفتند: بسيار خوب، هرطور كه شما بگوييد. قول دادند كه خواستههاى ما را برآورده كنند. وقتى رفتيم، به بعضى از آنها عمل كردند، ولى نه آنگونهكه ما انتظار داشتيم. معلوم است كه آنها حساب سود و نفع خودشان را ميكنند؛ ميكوشند جورى برنامهريزى كنند كه بهرۀ مادى بيشترى ببرند. فرض كنيد اتاقى كه ده نفر ظرفيت دارد، در اختيار بيست نفر مى گذارند. غذا را از يك گوشهاش ميزنند. هركارى را كه ميتوانند انجام ميدهند تا در آخر مثلاً دويست هزار تومان بيشتر برايشان بماند.
حال اگر يك كاروانى به دنبال اين نفع نباشد؛ مثلاً پنج هزار تومان بگيرد اما هرچه لازم است خرج كند. بهترين مسكن را اجاره كند و بعد عهدهدار برنامههاى آموزشى شود. تنها اين نباشد كه بساطى پهن كند و به افراد غذاى خوب بدهد، صبح بخورند و تا غروب بخوابند! مثلاً در كاروانى كه ما بوديم، افرادى ميگفتند: ما آمدهايم كه اعمالمان را درست انجام دهيم. ما بايد بدانيم كه حولۀ احرام را چگونه ببنديم. به آنها گفتم: آقا! اين كه كارى ندارد از كتاب بخوانيد، مىفهميد كه چهگونه بايد ببنديد. بياييد پاى سخنرانى بنشينيد و حقيقت حج را بفهميد، حاضر نبودند شركت كنند و كمى به خودشان زحمت بدهند!
اگر منظور اين است كه بروند حج و فقط همان اعمال خشك را انجام دهند و سرشان را بيندازند پايين و برگردند، همين كاروانها برايشان خوب است، ولى اگر كسى مى خواهد واقعاً از هدف اصلى حج آگاه شود و استفاده كند، بايد با كاروانى برود كه خود آن كاروان هم آمادگى داشته باشد براى طرحريزى اين برنامهها.
ما نميتوانيم از حمله دارها، آن كاروان ايدهآل و آرمانى را توقع داشته باشيم. جناب آقاى مزينى فرمودند كه از عهدۀما ساخته نيست. بايد با آنها صحبت كنيم و. . . اما آنها بهما قول مىدهند و عمل نميكنند. نمونهاش همان بود كه ما ديديم. براى اينكه او نفع خودش را مىخواهد و از گوشه و كنار هزينه ميزند تا سود بيشترى گيرش بيايد و هيچكدام از اين كارها و خواستههاى ما را انجام نميدهد.