68از اينافراد، كسانى را مىشناسم كه از الآن با عربستان مكاتبه ميكنند و جواب نامههاى خود را در تهران ميگيرند. يكى از اين افراد در نامهاش نوشته بود كه من نميتوانم خوب عربى صحبت كنم. در پاسخ نامهاش از مدينهنوشته بودند اگرجا و مسكنى را كه در سال گذشته گرفته بوديد، ميخواهيد، برايتان نگه داريم.
لازم هم نيست كسى مثلاً براى تهيۀ مسكن، حتماً به مدينه يا مكه سفر كند. با مكاتبه از تهران هم ميشود آن را انجام داد. بنابراين، يكى - دو نفر در كاروان، به صورت پادو، اين كارها را انجام ميدهند. ما مى توانيم از چنين كسانى دعوت كنيم كه اين قبيل كارهاى كاروان را به عهده بگيرند و ما هم بر كارهاى آنها نظارت داشته باشيم. هدف ما اين استكه كاروان نمونه داشته باشيم و كاروان دارى را بهتر از ديگران ساماندهى كنيم. پس، از تجارب آنها استفاده كنيم، خودمان هم نظارت داشته باشيم. بنابر اين، مى توانيم امور ادارى و غير ادارى را خودمان حل كنيم و در تهيۀ غذا و خوراك و مسائل سكونت و. . . از تجربيات آنان بهره ببريم. وقتى در سال اول و دوم از تجارب آنها استفاده كرديم، از سالهاى بعد مىتوانيم بهطور مستقل كاروان را اداره كنيم و مى توانيم آنها را استخدام كنيم. در اين صورت تعيين هزينه كار آسانى است.
بعضى خرجها از حالا وضعيت روشنى دارد. كرايۀ هواپيما، مخارج گذرنامه، كرايۀ خانه در مكه و مدينه و. . . را به طور تقريبى مى توان حساب كرد. ميماند مخارج خوراك و مانند آن، كه البته همان خوراك را هم ميتوانيم تا حدى خودمان برآورد كنيم. در نتيجه، هزينۀ كلى حج را با ده درصد تقريب، از حالا خودمان ميتوانيم برآورد كنيم و معادل بگيريم.
بنده در سال اول تشرف، با يك گروه پانزده نفره عازم حج شديم و يك آشپز استخدام كرديم، پول گذرنامه و طيارهاش را داديم و دو هزار تومان هم كارمزد به وى داديم كه از ايران برنج و چيزهاى لازم را تهيه كرد و آن ها را با خود برديم. در خدمت حاجآقا سعادت بوديم. هنگام برگشت، وقتى به جده رسيديم، بنده به عتبات مشرف شدم و بقيه به تهران برگشتند. هزينه را كه محاسبه كرديم نفرى سه هزار و هفتصد تومان شد و اين در حالى است كه ما هزينههاى اضافى هم كرده بوديم؛ مثلاً دو دستگاه وانت شانزده نفره دربست كرايه كرديم كه ما را از مدينه به مكه برد و سه - چهار روز عمليات حج (ايام تشريق) ، در عرفتات و مشعر و منا همراه ما بودند. وهمچنين در مكه ساختمان بزرگ دوطبقه كرايه كرديم و پول خوبى به آن داديم. با وجود خرجهاى فوق برنامه كه كرده بوديم، نفرى سه هزار و هفتصد تومان تمام شد. پس برآورد هزينۀ حج كار مشكلى نيست و ميتوان حدود آن را، با ده يا پانزده درصد تقريب مشخص كرد و پول گرفت و اگر در آخر زياد آمد، آن مثلاً ده درصد را، همانطور كه جناب آقاى ميناچى فرمودند به صاحبانشان بر ميگردانيم و يا با اجازۀ خودشان صرف امور خيريه ميكنيم.
آقاى مزينى: اگر جزء جزء مسائل كميسيون بخواهد در جلسۀ عمومى مطرح شود، وقت زيادى از آقايان گرفته ميشود. قاعده اين است كه در اينجلسه كليات مطالب را مطرح و تقسيم كار كنيم. از آن لازمتر اين است كه اصلاً ببينيم بنيه و توان ما چقدر است؟ اين مطلب را تلفنى خدمت جناب آقاى مطهرى عرض كردم كه مشكلات و نقايص كار بسيار است و اقدام براى آن هم لازم، امّا بايد ببينيم مقدورات و تواناييهاى ما چه اندازه است و به كجا ميتوانيم تكيه كنيم.
در جلسۀ گذشته بحثى بودكه ما وقتى به حج مشرف ميشويم، علاوه بر انجام مناسك، آيا وظيفۀ ديگرى هم داريم؟ نقايصى را كه در كار مردم مىبينيم، آيا موظف به رفع آن هستيم؟ مثلاً افراد زيادى به ذبح قربانى با وضعيت كنونى اعتراض دارند، آيا ما جوابى در اين مورد داريم يا نه؟ مباحث مختلفى مطرح شد؛ در مورد سردخانه و امور ديگر. البته چون ما قبلاً مطالعه داشتيم، ميدانستيم كه راهاندازى سردخانه عملى نيست، براى اينكه اصلاً صرف نمىكند؛ ما حساب كرديم كه اگر بخواهد يك ميليون گوسفند كشته شود؛ آنهم يكساله باشد، نر باشد و نقص نداشته باشد و. . . لازمهاش اين است كه پانزده ميليون گوسفنددارى بكنيم تا بتوانيم يك ميليون در سال مصرف كنيم در هر صورت اينها مسائلى است كه بايد در جاى خودش بحث شود. . .
بهنظر بنده، ما بايد در اينجا مباحث كلى را مطرح و آن را تجزيه كنيم و به الأهم فالأهم عمل كنيم؛ يعنى از ميان «اهم» و «مهم» ، اهم را بگيريم و مهم را فعلاً رها كنيم؛ چون به همۀ كارها نميرسيم. وقت هم تنگ است.
در مورد كاروان نمونه، بهنظر بنده، در بارۀ جزئياتش هم صحبت شد و مسأله حل شده است. همانطور كه فرمودند: كاروان نمونه براى يكسال كه نمونه نيست، بايد سالها نمونه باشد. اگر در سال اول از پول زياد آمد صرف كارهاى سال بعد ميشود و. . .