58از اين رو پس از شهادتش آن حضرت را در بقيع، در كنار جدهاش فاطمۀ بنت اسد دفن كردند؛ «وَ مَضَوْا بِالْحَسَنِ (ع) فَدَفَنُوهُ بِالْبَقِيعِ عِنْدَ جَدَّتِهِ فَاطِمَةَ بِنْتِ أَسَدِ بْنِ هَاشِم. . .» . 31
و در اصول كافى است كه محمد بن حسن و على بن محمد، از سهل، از محمدبن سليمان، از هارون بن جهم، از محمد بن مسلم نقل نموده كه گفت:
«شنيدم از امام باقر (ع) كه مىفرمود: چون زمان احتضار حسن بن على (ع) فرا رسيد، به برادرش حسينبن على (ع) فرمود: برادرم! تو را سفارش مىكنم به يك وصيت كه حفظش نموده، به آن عمل كن. هرگاه من مردم، تجهيزم نما، سپس به سمت قبر رسولالله (ص) ببر تا تجديد عهدى كنم. سپس مرا به سوى مادرم فاطمه ببر و آنگاه به بقيع برگردان و دفنم نما.» 41
از وصيت امام مجتبى (ع) در مىيابيم كه در انديشۀ نورانى آن حضرت، بقيع داراى حرمت و مكانتى ويژه بوده است.
بقيع در سيرۀ سيّد الشهدا (ع)
امام حسين (ع) با تأسى به سيرۀ جدّ گرامى و پدر بزرگوار و مادرش زهرا (س) بقيع را محترم مىشمرد و به حضور در اين مكان اصرار داشت؛ بهخصوص پس از دفن جدهاش فاطمۀ بنت اسد و عموى بزرگوارش عباس و بهويژه پس از دفن برادر گرامىاش امام مجتبى (ع) . در سيرۀ آن بزرگوار حضور در بقيع قطعى و مشهور است. قطب الدين راوندى نقل كرده است:
«آن سبط گرامى، پس از وداع با جدش پيامبر و مادرش فاطمه، راهى بقيع گرديد و سخنانى را با برادرش داشت و سپس به سمت مكه خارج گرديد.»51
البته قبل از آنكه امام شهيد و اسوۀ قيام و جهاد و شهادت به سمت مكه خارج شود، بارها در روزهاى پنجشنبه در بقيع حاضر مىشده است.
طبرسى روايتى به شرح زير نقل كرده است كه:
«امام حسن (ع) در مجلس معاويه مناظره و احتجاج كرده، فرمود: شما را به خدا سوگند، آيا مىدانيد در روزهايى كه مردم با عثمان بيعت كرده بودند، ابو سفيان روزى دست حسين را گرفت و به آن گرامى چنين گفت: پسر برادرم! با من بيا تا به بقيع غرقد برويم. امام حسين همراه شد تا به وسط مقبرۀ غرقد رسيدند. ابو سفيان با صداى بلند فرياد زد: اى اهل قبور كه با ما بر سر حكومت نبرد مىكرديد، اكنون حكومتى كه برايش با ما مىجنگيديد، به دست ما افتاده و شما خاك شدهايد! امام حسين (ع) فرمود: خداوند صورت تو را كريه و زشت گرداند. آنگاه با تندى دست خود را از دست ابوسفيان كشيد؛ به طورى كه اگر نعمانبن بشير دست آن حضرت را نمىگرفت و آن گرامى را از آنجا خارج نمىكرد، ابوسفيان را به هلاكت مىرساند!» 61
اينگونه نقلها گواهى است روشن بر حضور سرور شهيدان، امام حسين (ع) در بقيع و حرمت نهادن آن حضرت به اين مكان.
امام سجاد (ع) با احترام بسيار به بقيع مىنگريستند؛ بهخصوص پس از شهادت امام حسين و ماجراى عاشورا. دو مكان براى امام سجاد، بسى آميخته با تكريم و احترام بود:
1. كنار مرقد پيامبر گرامى اسلام، كه بيشتر دعاهاى صحيفه در آنجا خوانده شده و ايراد گرديده است.
2. بقيع، كه به نقل صحيفه شناسان، برخى از فقرات دعاهاى صحيفه در بقيع ايراد گرديده است. بر اين مسأله، گواهان فراوانى وجود دارد:
«پرسشگرى در برخى از كوچههاى مدينه مىپرسيد: كجاييد اى اهل زهد در دنيا و راغبان به آخرت؟
پس صدايى از جانب بقيع شنيده شد ولى معلوم نبود كه چه شخصى است. اين شخص در واقع على بن الحسين، امام سجاد (ع) بود.» 71
مانند اين متن را شيخ مفيد هم در ارشاد آورده است:
«شنيده شد كه پرسشگرى در دل شب فرياد مىزد: كجاييد زهد پيشگان در دنيا و گرويدگان بهآخرت؟ كه ناگاه صدايى از سمت بقيع شنيده شد و پاسخ داد. صدا شنيده مىشد ولى صاحب صدا ديده نمىشد، اين شخص علىبن الحسين (ع) بود.»81
جايگاه بقيع در سيرۀ امام باقر (ع)
بقيع در نزد امام باقر (ع) نيز از جايگاه ويژهاى برخوردار بود و دلايلى مانند دفن پدر بزرگوار و جدّۀ گرامياش فاطمۀ بنت اسد و به احتمال، دفن مادر ائمه، حضرت زهراى مرضيه (س) اين امر را موجب ميشد. از همين رو، ايجاد يك سنت در ميان شاگردان و نيز شيعيانشان براى رفتن به بقيع و محترم شمردن آن، جزو برنامهها و دستوراتش بود.