57«در بعضى از كتب، خبرى را يافتم دربارۀ وفات فاطمه زهرا (ع) كه دوست دارم آن را نقل كنم، گرچه اين خبر را از اصلى قابل تكيه و اعتماد نقل نكرده و آن را نيافتهام.»8
مجلسى سپس خبر را بدينگونه نقل مىكند:
«زهرا (س) به قبرستان بقيع مىرفت و بر سر قبر شهدا و سربازان فداكار اُحد مىنشست و اشك مىريخت. علىبن ابىطالب (ع) هم براى آسايش فاطمه زهرا (س) سايبانى در بقيع بنا كرد كه بعدها بيتالأحزان ناميده شد.»9
«على (ع) خانهاى براى زهرا در بقيع بنا نهاد كه نامش بيتالأحزان شد و آن بانو صبحگاهان دست حسن و حسين را مىگرفت و به بقيع مىرفت و گريه مىكرد.»
به تناسب بحث؛ مطالبى را كه نشان دهد فاطمۀ زهرا (س) به بقيع توجه داشته، نقل كرديم و در نتيجه كاوش مختصرى در اين زمينه انجام گرفت و بعد از اين، به تفصيل در اين باره خواهيم نگاشت.
نكاتىكه در پى مىآيد، دال بر نگاه محترمانۀ حضرت فاطمه (س) به بقيع بوده است:
- بيت الأحزان در دوران حسين بن على (ع) به صورت خيمه و چادرى مشخص بوده و آن حضرت اهتمام فراوانى بر حفظ اين چادر و مكان شريف داشتهاند.
-- بيت الأحزان بعدها به مسجد فاطمه تغيير نام يافت كه خود گواهى روشن بر وجود اين مكان شريف بوده است.
مورّخان اهل سنت، بر وجود آن گواهى قطعى دادهاند؛ از جملۀ آنها سمهودى، ابن شبه، ابن عساكر و برخى ديگر مىباشند.
امام ابو محمد غزالى، كه يكى از شخصيتهاى معروف و از دانشمندان به نام اهل سنت است، درضمن بيان وظايف زائران مدينۀ منوره، چنين نگاشته است:
«مستحب است كه زائران پس از ورود بر پيامبر. . . . در مسجد فاطمه (س) نماز بگزارند. جهانگردانى هم در سفرنامههاى خود، از بيت الأحزان و مشاهدۀ آن سخن گفتهاند كه در تفصيل اماكن مهم و مقدس بقيع، از قول آنان خواهيم نگاشت.» 01
بقيع در نگاه امام حسن مجتبى (ع)
امام مجتبى (ع) از بقيع خاطرات فراوان دارد. آن حضرت، هم در كنار جدّ بزرگوارش بوده و حضور آن گرامى را در بقيع مشاهده كرده و هم گريههاى پىدرپى مادرش زهرا را در بقيع به خاطر دارد و نيز از سيرۀ پدر گرامىاش آگاه است. از آنها درسها گرفته و به سيرۀ آن بزرگواران اقتدا كرده است و بالأخره آن حضرت، حرمت ذاتى بقيع را به خوبى مى شناسد. بنابراين، حضور آن سبط ارجمند پيامبر در بقيع، از قطعيات تاريخى است.
علاوه بر اينها، امام مجتبى (ع) از سوى پدر بزرگوارش، به حضور در بقيع مأمور شده است.
قطبالدين راوندى نقل كرده است كه على (ع) در حادثۀ عجيبى، امام حسن مجتبى (ع) را مأمور كرد كه به بقيع برود و فرمان على (ع) را مبنى بر انجام حادثهاى عجيب به جاى آورد و آن گرامى، امر پدر را به انجام رسانيد.
«على (ع) به پسرش حسن (ع) فرمود: برخيز اى حسن. آن گرامى برخاست براى انجام امر پدر.
على (ع) فرمود: نزد فلانى برو و چوب (عصاى دست) پيامبر را بگير و به بقيع رفته، سه بار بر فلان صخره بزن و بنگر كه از آن، چه چيز خارج مىشود. . . .» 11
قطبالدين راوندى نقل مىكند كه حسن بن على (عليهما السلام) با اقتدا به سيرۀ جدش، هر پنجشنبه به بقيع مىرفت و براى اهل آن طلب مغفرت مىكرد و آنجا را محل استجابت دعا مىدانست و گاهى هم شبها به تنهايى به بقيع قدم مىنهاد و به دعا و مناجات مىپرداخت.21
وصيت امام مجتبى (ع)
گرچه خواسته و توصيۀ امام حسن مجتبى (ع) به برادرش حسين بن على (عليهما السلام) اين بود كه در كنار جد بزرگوارش دفن شود، اما با توجه به حوادثى كه پيش بينى مى كرد و با اهميتى كه براى بقيع قائل بود، در وصيت خويش به برادر گرامىاش امام حسين (ع) فرمود:
«برادرم! چون پايان مهلتم برسد، چشم مرا ببند و غسلم بده و كفنم كن و مرا برسريرى گذارده، بر سر قبر جدّم پيامبر خدا ببر تا پيمانم را با ايشان تجديد كنم، سپس مرا نزد جدّهام فاطمه (بنت اسد) ببر و در آنجا به خاكم بسپار.»