68اين آب بعدها چاه زمزم نام مىگيرد و منشأ ايجاد شهر مكه مىشود. جالب است كه اين آب بعد از اين همه سال، همچنان در حال جوشيدن است و به انتها نمىرسد. امروزه اين آب از طريق لولهكشى و شيرهاى آبيكه در زيرزمينى وسيع، در صحن مسجدالحرام تعبيه شده، در اختيار حجاج قرار مىگيرد.
پس از نوشيدن آب زمزم، به سمت كوه صفا و مروه رفتيم. مسير ميان صفا و مروه را به شكل سالن سرپوشيده درآوردهاند كه از داخل مسجدالحرام، به آن وارد مى شويم. حال بايد به تبعيت از هاجر، اين مسير را هفت مرتبه بپيماييم.
در محدودهاى از اين مسير به نام «هروله» مستحب است كه آقايان بهصورت هروله (آرام دويدن) آن را طى كنند. از اين محدوده حجر اسماعيل قابل رؤيت است و مىگويند، چشم هاجر در اين محدوده به اسماعيل مىافتاد و بر سرعتش مىافزود.
پس از اينكه مسير حدود 400 مترى را هفت مرتبه طى كرديم، براى خارج شدن از احرام، در انتهاى سالن؛ يعنى روى كوه مروه، تقصير كرديم. اكنون با چيدن قدرى از موى سر و ناخنهاى دست، بسيارى از امورى كه از زمان مُحرم شدن در ميقات، براى حاجى حرام بود، حلال مىشود.
هنوز دو مرحله از مراحل عمره باقى مانده است؛ طواف نساء و نماز آن. لذا به سوى كعبه شتافتيم تا دوباره هفت شوط ولى اين بار به نيت طواف نساء انجام دهيم.
حاجآقاى روحانى با صداى بسيار زيبا، دعاهاى اشواط هفتگانه را مىخواند و ما نيز تكرار مىكرديم. پس از آن به سمت حجر اسماعيل رفتم و زير ناودان طلا، دو ركعت نماز حاجت خواندم. سپس با ولع فراوان به خانۀ خدا چسبيدم. بوسيدم و بر آن دست كشيدم. اشك ريختم و از خدا تشكر كردم كه مرا به خانهاش خواند. سعى كردم سفارشهاى دعاى تمام اقوام و آشنايان را به ياد بياورم، چرا كه اين بهترين فرصت ممكن بود. بعد از فارغ شدن از نماز و دعا، ساعت 30:9 به سمت هتل حركت كرديم.
ابتدا به رستوران رفتيم و صبحانه را صرف كرديم و سپس براى استراحت به اتاق خود برگشتيم. وقتى چشم باز كردم، ساعت 2 بود. هر سه خواب مانده بوديم و نماز اول وقت ظهر را از دست داده بوديم. دوستانم (مريم و فاطمه) را بيدار كردم. بعد از صرف نهار، آمادۀ رفتن شديم.
ابتدا نماز ظهر را در مسجدالحرام خوانديم و بعد به سمت كعبه شتافتيم. يك طواف و نماز آن را به نيابت از پدر و مادرم انجام دادم و سپس آماده خواندن نماز جماعت عصر شديم. بعد از نماز عصر دوباره به سمت كعبه رفتيم تا طواف كنيم و بهطور اتفاق روحانى كاروان را با چند نفر از بچهها ديديم و ما هم به آنها پيوستيم. اين بار طواف را به نيابت از پيامبر (ص) انجام دادم، پس از طواف ساعت 30:5 به هتل برگشتيم.
شنبه 9 شهريور
صبح ساعت 30:5 از خواب بيدار شدم و دوستان هم اتاقيام را بيدار كرده، بعد از خواندن نماز آماده شديم تا به همراه كاروان به زيارت دوره برويم.
بعد از صرف صبحانه (ساعت 30:7) حركت كرديم. ابتدا از جبل ثور ديدن كرديم، زمانى كه مشركين نقشۀ قتل پيامبر را طراحى كردند، خداوند توسط جبرئيل به پيامبر امر كرد از مكه خارج شود. حضرت على (ع) آماده شد تا در بستر پيامبر بخوابد. پيامبر در غار جبل ثور پنهان شد. به امر خداوند، در دهانۀ غار تارهاى عنكبوت تنيده شد و حتى لانۀ كبوترى بر آن بنا گرديد؛ بهطورى كه كبوتر مادر درون آن، روى تخمهايش خوابيده بود. هنگامى كه كفار متوجه شدند شخصى كه در بستر آرميده پيامبر نيست، در جستجوى او برآمدند. ردّپاى او را دنبال كردند تا اينكه به غار رسيدند. با ديدن تارهاى عنكبوت و لانه كبوترها گفتند بعيد است پيامبر وارد غار شده باشد، و اينچنين شد كه نقشه مشركين نقش بر آب گرديد.
به هر حال پس از توضيحات روحانى، راهى مقصد بعدى؛ يعنى جبلالرحمه شديم. اين تپه در صحراى عرفات است و نخستين بار كه حضرت آدم (ع) از بهشت طرد شد، در اين منطقه فرود آمد.
عرفات منطقۀ وسيعى است كه در جنوبشرقى شهر مكه و در فاصله 24 كيلومترى آن واقع است. در حج تمتع، حجاج در روز عرفه در اين صحرا تجمع مىكنند و به عبادت مىپردازند. مسؤولان كشور عربستان، اين صحرا را تقسيمبندى كردهاند و هر قسمت را براى حجاج يك كشور در نظر گرفتهاند و هر قسمت با تابلويى كه نام آن كشور بر روى آن نوشته شده، مشخص گرديده است. امكانات بهداشتى و همچنين خنككننده نيز در آن به چشم مىخورد. چادرهاى زيادى در اين منطقه برپا شده است، كه روى هر يك از آنها يك كولر قرار دارد و با اين قبيل امكانات و اينگونه تقسيمبندى و آسفالت راهها، اين منطقه به هر چيزى شبيه است، جز صحرا.
به هر حال، پس از خواندن نماز تحيت در جبل الرحمه و قدرى خريد از دستفروشهاييكه آنجا بساط پهن كرده بودند، بهسوى مشعرالحرام و منا حركت كرديم؛ يعنى به سمت مكه برگشتيم، زيرا مشعرالحرام و منا در مسير مكه قرار دارند.
حجاج بايد قبل از طلوع آفتاب، در روز عيد قربان، در اين منطقه باشند. آنها در اين منطقه به جمع كردن سنگ و ريگ براى رمى جمره مىپردازند. همچنين در روز عيد، در قربانگاههاى اين منطقه قربانى مىكنند. در منا مسجدى به نام خيف وجود داردكه فقط در ايام حج تمتع درِ آن باز است و به همين علت ما نتوانستيم وارد آن شويم و نماز تحيت بخوانيم.