51* يكى ديگر از منافع اجتماعى حج، «مساوات واقعى اجتماعى» است كه همه زائران، از حدّ اقل زندگى بهرهمند بوده و يك نمونه از زندگى اقتصادى، بدون فاصله يا لا اقل با فاصله كم، در هر سال يك بار، در عمل به نمايش گذارده مىشود; بهطورى كه زندگىها نزديك به هم، لباسها كاملاً يكسان، مكانها و غذاها شبيه هم مىباشد; چنانكه لغو امتيازات نژادى، رنگ، امتيازات شخصى; مانند ثروت و مقام، اصل و نسب، زيبايى و زشتى، شاهد گوياى ديگرى بر اين مساوات است.
خداوند متعال در لغو امتيازاتى كه قريش 1براى خود قائل شده بود، فرمود: «سپس از همانجا كه مردم كوچ مىكنند، كوچ كنيد و از خداوند طلب آمرزش نماييد كه خدا آمرزنده مهربان است.» 2همچنان كه نبى مكرّم اسلام در خطبه حَجّةالوداع فرمود: «اى مردم! پروردگار همه شما يكى است و پدر همه شما يكى است; همه از آدم و آدم از خاك است; عرب را بر عجم فضيلت و برترى نيست، جز با ملاك تقوا.» 3اين سلوك جمعى در حج، عدالت اجتماعى اسلام را در پى دارد كه از مصاديق بارز آن، سير كردن فقرا، دفع حقوق شرعى، پاك كردن اموال و اداى دين است; زيرا نخستين مرحله حج، تصفيه حساب مالى با خدا و مردم است و اين نوعى توزيع ثروت اجتماعى است كه مبتنى بر عدالت مىباشد و از سوى ديگر، اگر تقسيم قربانى صحيح انجام گيرد، ميليونها گرسنه سير مىشود و بدينوسيله ميان نيازمند و بى نياز، ارتباط برقرار مىگردد; چنانكه لباس احرام در يك رنگ، نوعى تعامل اجتماعى ميان نيازمند و بى نياز، حاكم و محكوم و رييس و مرئوس مىباشد و به انسانها مىفهماند كه ارزش حقيقى انسان، غير از مال و مقام است.
* يكى ديگر از منافع اجتماعى حج، ايجاد مسؤوليت اجتماعى در فرد است; زيرا فرد در طواف پيرامون كعبه، سعى ميان صفا و مروه، وقوف در عرفات و مشعر، بيتوته در منا ورمى جمرات، احساس مىكند كه جزئى از امّتاسلامى است كه عمل، هدف، خدا، قبله و كتاب واحد دارد و در نتيجه، به فكر مسؤوليت اجتماعى مىافتد.