85الجايتو - تهران 1348 - صص 199 و 200) .
اما كار حميضه به جايى نكشيد، به خصوص كه همان سال الجايتو درگذشت.
در سال 718 كاروان عراق به حج اعزام شد و عربها نتوانستند چيزى از آنان بگيرند. على شاه وزير سلطان ابوسعيد كسى را همراه اين كاروان فرستاد تا دو حلقه طلاى با ارزش را بر درِ كعبه آويزان كنند.
اما امير الحاج مصرى گفت كه بدون اجازه سلطان مصر، اجازۀ اين كار را نخواهد داد.
نمايندۀ على شاه كه نامش حاج هولاواج - نايب السلطنه عراق - بود گفت، وزير نذر كرده است در صورتى كه بر رشيد الدين فضلاللّٰه غلبه كند، اين دو حلقه را در كعبه آويزان كند. دو حلقه براى مدت كوتاهى آويزان شد و سپس توسط امير مكه برداشته شد (1/391) . مقصود مؤلف از عليشاه وزير، خواجه تاج الدين عليشاه (م 724) است كه با تحريك اميرچوپان بر ضد رشيدالدين، سبب شد تا در سال 717 سلطان به قتل او فرمان دهد (تاريخ گزيده، 613) . آويختن اين دو حلقه، نذر براى اين كار بوده است.
ابوسعيد پسر خدابنده، به محمل عراقى توجه خاصى داشت و آن را آبرومند در مىآورد. منبع ما مىگويد كه ابوسعيد عنايت تام و تمامى به امر حج داشت و محمل را با حرير پوشانده، آن را با طلا و مرواريد و ياقوت و انواع جواهرات زينت بخشيد، بهحدى كه ارزش آن به يك صد تومان رسيد. ذهبى آن را معادل دويست و پنجاه هزار دينار مصرى مىداند. در اين سال؛ يعنى سال 720 به حدى موقعيت ابوسعيد بالا گرفت كه در مكه، پس از نام سلطان مصر، نام وى را آورده، برايش دعا كردند (1/393) . مؤلف به نقل از مسالك الابصار مىنويسد كه راه حج عراق بسيار دهشتناك بود تا آنكه دولت عباسى از ميان رفت. در دورۀ سلطنت سلطان ابوسعيد خربنده وى با سلطان مملوكى الملك الناصر صلح كرده و ابوسعيد از او خواست تا راه عراق را امن كند. ناصر هم دستوراتى براى امراى آل فضل و قبايل عنين و طى و ديگر عربها فرستاد تا راه را بگشايند و مسير را براى عبور حجاج عراق از بغداد به مكه معظمه فراهم سازند. به ملك العرب ابوموسى مهنابن عيسى و ديگر امراى آل فضل و ساير اميران عرب و مشايخ قبايل مختلف، فرامينى با همين منظور نوشته شد. به خصوص به امير آل فضل فرمانى نوشت تا سپاهى را همراه با كاروان عراقى به يارى برخى از برادرانش اعزام كند تا آنان را از