76اهميت ايران به نام خراسان بود. به همين دليل «ركب عراقى» يا كاروان حج عراق، شامل حجاجىبودكه ازبغداد وخراسان پديد مىآمد. در اخبار مربوط به حج، در اواخر قرن چهارم و اوائل قرن پنجم، كاروان حج عراقوخراسان بايكديگر ذكرمىشود. براى نمونه، ذيل حوادث سال 403 گفته شده است: «بطلالحج منخراسانو العراق» . يا دربارۀ سال407 گفته شده است: «لم يحج أحد منالعراقلتأخر أهلخراسان» (1/339) . اينكه تأخير خراسانيان سبب تعطيلى حج مىشده، نشانگر اهميت حضور كاروان خراسان در كاروان عراق بوده است.
اينمطلب ذيلرخدادهاى سال410 هم گفته شدهكه حج عراقىهاباطل شد؛ چراكه در رسيدن حجاج خراسانىتأخيرشد (1/339) .
در واقع عراقىها منتظر رسيدن خراسانيان بودند و تأخير آنان سبب مىشد تا زمان از دست برود و اين براى حج اهميت دارد كه روى «زمان» حركت صورت گيرد.
در سال 412، بعد از آنكه كاروان حج عراق براى چند سالى تعطيل بود، سلطان محمود غزنوى در اين باره اقدام كرد و در سراسر خراسان، اعلام حج نمود، پولى هم براى تقسيم ميان اعراب اختصاص داد و كاروان حركت كرد. با اين حال، قبايل عربى به فرماندهى حماد بن عدى، برابر ايشان ايستادند كه يك جوان سمرقندى تيرى به او زد و وى را كشت و كاروان نجات يافت. اما سال 413 بار ديگر: «بطل الحاج من العراق لتأخر أهل خراسان» (1/340) .
درسال 415 كاروان حج خراسان با رياست حسنك وزير (ابوعلى حسنبن محمد نايب سلطان محمود غزنوى) انجام شد و همزمان، كاروان حج عراق با رياست ابوالحسن - محمدبن حسن - اقساسى علوى (م 415) به حج رفت. اين دو كاروان عظيم، پس از اتمام حج، از ترس قبايل عرب، مصمم به بازگشت از راه شام شدند و براى اين كار مىبايست از خليفۀ فاطمى اجازه مىگرفتند كه او هم خشنود شده و دستور داد تا مسير را براى ايشان آماده سازند. اين استقبال فوق العاده بود. اين كار براى القادر باللّٰه خليفۀ متعصّب عباسى كه سختگيرى در مسائل مذهبى را دوباره در بغداد باب كرد، بسيار گران تمام شد. رييس كاروان عراق را كه ابوالحسن محمداقساسى علوى بود چندان تهديد كرد كه بمرد. به علاوه، خليفه به سلطان محمود نوشت تا به حسنك وزير (م 421 - 422) بگويد كه هرچه از خليفۀ فاطمى گرفته به او بسپرد تا در بغداد آتش بزند. اين اموال در جمادى الاولى، سال