77416 تحويل شده و آنها را در باب التونى - النوبى - در حضور مردم آتش زدند.
طلاها را هم ذوب كرده ميان فقرا تقسيم كردند. با اين حال، جزيرى تأكيد مىكند كه اقدام ظاهر فاطمى، سبب شد تا اهل خراسان و ماوراءالنهر او را ستايش كنند كه به آنان احسان كرده و زمينۀ زيارت بيت المقدس را هم براى آنان فراهم كرده است. (1/342 - 341) . لازم به يادآورى است كه اين كاروان تركيبى از دويست هزار نفر حاجى و شصت هزار شتر بود. خبر ياد شده را ذهبى هم به اجمال آورده و مىگويد:
اين كاروان، به خاطر فساد «درب العراقى» از «درب الشام» آمدند و والى رمله از آنان پذيرايى كرد و ظاهر فاطمى هم هدايايى به آنان داد. وقتى به بغداد رسيدند، القادر خشمگين شد و فاطميان را يهودى خواند و در نسبشان ترديد كرد و به حاكم مصر دشنام داد و دستور داد خلعتها را در باب النوبى آتش زدند (تاريخ الاسلام - چاپ عبدالسلام تدمرى - 251/28) . گزارش كامل اين ماجرا را مقريزى در اتعاظ الحنفا (2/137، 139 و نيز بنگريد: كامل، 9/340) آورده است.
پس از آن هم مكرر تعبير تعطيلى حج عراق به سبب تأخير خراسانيان در منبع مورد بحث ما تكرار شده است. زمانى كه اين حج تعطيل مىشد، معنايش اين نبود كه كسى به حج نمىرفت. كسانىكه جرأتى داشتند اقدام مىكردند. در سال 421 ضمن آنكه حج عراق به دليل تأخير خراسانيان تعطيل شد، گروهى از كوفيان با يك قافلۀ بزرگ از شتران باديه راهى حج شده و آخر محرّم سالم برگشتند (1/342) . تعطيلى حج عراق در سالهاى بعد مرتب ادامه داشت و اين تعبير تكرار مىشود كه «لم يحجّ أحد من العراق» (1/343) .
جزيرى ذيل حوادث سال 464 مىنويسد: پردهاى براى كعبه از سوى سلطان هند سلطان محمود بن سبكتكين تهيه شده بود كه در اين سال، نظام الملك آن را يافت و به مكه فرستاد. اين در حالى است كه بيش از چهل سال از سلطان محمود گذشته بود. بسا اين اقدامى بوده كه از سوى برخى از جانشينان او، كه در غزنين بودند، صورت گرفته است.
پردۀ ارسالى خواجه نظام الملك، روى پردهاى كه ابوالنصر استرآبادى فخرالرؤسا - ابراهيم بن محمد بن علىبن فارسى استرآبادى - بر كعبه پوشانده بود، قرار داده شد (شفاء الغرام، 1/122، النجوم الزاهره، 5/95) .