78اما اين ابو النصر گويا در سال 466 به مكه آمد و كارهاى عمرانى نيكويى كرد كه از آن جمله در خود مسجد الحرام بود.
همينطور در مسجد تنعيم. در بارۀ آب زبيده هم اقداماتى كرد و آن را دوباره به جريان انداخت. در اين وقت بود كه مشاهده كرد، كعبه دو سالى است پرده ندارد. وى پردهاى از پارچهاى سفيد تهيه كرده، به آن پوشاند؛ پارچهاى كه كار هند بود. همچنين صدقات زيادى ميان مردم حرمين تقسيم كرد. به همين سبب او را مغيث الحرم لقب دادند. (1/346 - 345) . منبع اين مطالب بايد مطالبى باشد كه در اتحاف (2/475) آمده است. در آنجا كتيبهاى كه از اين شخص در مسجد تنعيم بوده، عيناً نقل شده، كه بايد منبع خبر صاحب اتحاف هم همان كتيبه باشد: «أمر بعمارة مسجد عائشة أمّ المؤمنين بأمر من الرئيس الأجل السيد فخر الرؤساء مغيب الحرمين أبوالنصر ابراهيمبن محمد بن على في شهر رجب منها عنه و عن اخيه ذى المحاسن ابى مسعود على بن محمد بن على، تقبل اللّٰه عملهما و بلغهما في الدارين أملهما و شكر سعيهما ولا قطع من الحرمين أثرهما» .
همين متن در العقد الثمين» (3/261) هم آمده است.
صاحب اتحاف، فهرستى از كارهاى اين ابوالنصر استرآبادى را به اين شهر آورده است: تعمير برخى از مواضع مسجد الحرام، كه تخريب شده بود. وى سىهزار دينار براى اين كار گذاشت كه برخى را براى مخارج آن و برخى را هم امير محمدبن ابىهاشم برداشت. اجراى طرح آب عرفات به مكه، در قناتى كه اصل آن از زبيده بود، پوشاندن پرده بر كعبه، كه چند سال بود بىپرده مانده بود. درست كردن ميزاب طلا.
اعطاى صدقاتى در حرمين و كمك هزينۀ يك سال به فقراى مكه و مدينه. گفته شده است كه اين مال متعلق به سلطان شاه بوده كه در اختيار وى گذاشته شده و او نذر كرده بوده است كه پس از نجات از حبس و دشوارى ها، آن را هزينه كند. (اتحاف، 2/476)
طى سالها، امير حجِ كاروان عراق، از علويان بود و مشهورترين علوى كه براى سالها اين كار را بر عهده داشت، ابو احمد موسوى پدر سيد رضى و سيد مرتضى از شيعيان امامى بغداد بود. اما براى نخستين بار در سال 468 يك امير ترك با نام امير ختلع لتكتين امير الحاج شد (1/346) . در تمام اين سالها رقابت ميان عراق و شام يكسره ادامه داشت و تعطيلى حج عراق امرى عادى بود،