163است، درج گرديد. اكنون ما، در مقدمۀ كتاب ياد شده، شرح حالى از جناب آنتونيو به دست دادهايم و ديگر آن مطالب را تكرار نمىكنيم.
كارىكه در اينجا انجام دادهايم، استخراج اين نقدهاست، كه پس از مقدمه خواهد آمد.
اكنون لازم است در بارۀ مير سيد احمد و نقد فليپ، توضيحات مختصرى ارائه كنيم:
شگفتى اين نقد، تنها از آن روست نيست كه ما با يكى از نخستين آثار انتقادى غرب نسبت به قرآن و پيامبر صلى الله عليه و آله آشنا مىشويم، بلكه مهمتر از آن، پاسخها است كه آنها نيز از سوى يك كشيش مسلمان داده شده، كسى كه فرهنگ شيعه را در اصفهان به روشنى دريافته و بر آن اساس به پاسخگويى به انتقادهاى فليپ پرداخته است.
مير سيد احمد علوى (م حوالى 1060 ق.) عالم، فيلسوف و داماد مير داماد، سه كتاب و رساله در نقد يهوديت و مسيحيت داشته است كه عبارتاند از: «صواعق رحمان» ، «لوامع ربانى» و «مصقل صفا» .
مهمترين اين آثار، مصقل صفا است كه به كوشش استاد حامد ناجى، همراه با مقدمهاى در بارۀ اين اثر، در سال 1373 ش.
به چاپ رسيده است.
كتاب «مصقل صفا» ، در رد بر كتاب «منتخب آينۀ حق نما» است كه اصل آن؛ يعنى خود «آينۀ حق نما» از فرانسيس گزاويه (م 1617م.) و منتخب آن از شيرو نيمو سواير است. منتخب آن كتاب را، در سال 1032، دو نفر از مبلّغان مسيحى به نامهاى پادرى جُوان و بريو، كه از هند به ايران آمدند، در اختيار مير سيد احمد قرار دادند.
وى با ديدن آن كتاب، به نقد آن پرداخت كه آن نقد همين كتابِ «مصقل صفا در تجليۀ آينۀ حق نما در ردّ تثليث نصار» است.
مسيحيان چندين رد بر كتاب «مصقل صفا» نوشتند؛ از آن جمله «آلايشهاى مصقل صفا» بود. شخصى به نام «بناو مالواليو» هم كتابى بر ضد مصقل صفا نوشت كه نسخهاى از آن در كتابخانۀ سنپترزبورگ موجود است.
نقد ديگرى را «فليپ گواد گنولى» با نام anaitsirhC orp aigolop A enoigileR نوشت. نقد ياد شده در سال 1041 / 1631 در رم به چاپ رسيد. اينكه مير سيد احمد اين كتاب را ديده است يا نه، آگاهى دقيق نداريم و تنها مىدانيم كه «رسالۀ شرح ديباچۀ مصقل صفا» در نقد يكى از آن پاسخها است. 1