48كه تو استلام مىكنى سنگ است نه ضررى داشته و نه نفعى.
امام صادق عليه السلام فرمود: دروغ گفت، دروغ گفت، دروغ گفت. در روز قيامت، حجرالأسود زبانى تيز و گويا دارد و با آن، به وفادارى كسانى كه او را استلام نموده و بدين وسيله به عهد خود وفا كردهاند، شهادت مىدهد.
حضرت آنگاه فرمود: وقتى حقتعالى آسمانها و زمين را آفريد، دو دريا ايجاد كرد؛ يكى شيرين و ديگرى تلخ. تربت آدم عليه السلام را از درياى شيرين آفريد، سپس از درياى تلخ بر آن پاشيد. بعد آدم را از آن آفريد. آنگاه آن را همچون پوست ماليد، سپس رهايش كرد و وقتى خواست در آن روح بدمد، او را به صورت شبح و تمثالى سرپا نگهداشت، بعد مشتى از كتف راستش برداشت، بلافاصله اجزاى ريزى چون مورچه از آن خارج شدند. و ادامه داد:
اينها اهل بهشتاند و مشتى هم از كتف چپش برداشت و فرمود: اينها اهل جهنّماند.
حقتعالى پس از آن، اصحاب يمين (ذرّاتى كه از كتف راست بيرون آمده بودند) و اصحاب يسار (ذرّاتى كه از كتف چپ خارج شده بودند) را به سخن گفتن واداشت. اصحاب يسار گفتند: پروردگارا! چرا آتش را براى ما آفريدى و حق را براى ما روشن نكردى، به سوى ما رسولى مبعوث ننمودى؟ خداى تعالى خطاب به آنان مىفرمايد: بهخاطر آنكه مىدانم شما به طرف جهنم مىرويد. اگرچه بعد از فرستادن پيامبر و روشن نمودن واقع و حقيقت باشد و من شما را به زودى مىآزمايم. پس حقتعالى به آتش فرمان داد. آتش گرم و افروخته شد. سپس به آنها فرمود: همگى داخل آتش شويد كه آن را براى شما سرد و سالم مىكنم.
آنان گفتند: پروردگارا! ما از تو پرسيديم چرا براى ما آتش آفريدى و مقصودمان از اين پرسش فرار و گريز از آن بود، حال بر ما امر مىكنى كه در آتش داخل شويم؟ ! اگر به اصحاب يمين نيز اين فرمان را بدهى داخل آن نمىشوند. خداوند به آتش فرمان داد گرم و افروخته شود. پس از آن، به اصحاب يمين فرمود داخل آتش گداخته شوند و آتش بر ايشان سرد و سالم مىشود. بعد، به تمام آنها فرمود: آيا من پروردگار شما نيستم؟ اصحاب يمين، از روى ميل گفتند: چرا. و اصحاب يسار نيز از روى كراهت گفتند: چرا. پس بارىتعالى از همۀ آنان پيمان گرفت و ايشان را بر خودشان شاهد قرار داد.