49بعد امام عليه السلام فرمود: حجرالأسود در آن هنگام در بهشت بود. پس خداوند بيرونش آورد و آن، ميثاق و پيمان خلايق را در خود فرو برد. به همين معنا اشاره دارد فرمودۀ حقتعالى: وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ اْلأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ؛ «تمام موجودات در آسمان و زمين؛ خواه و ناخواه، مطيع او بوده و برگشتشان بهسوى او است.» .
زمانى كه حضرت آدم عليه السلام در بهشت ساكن شد و مرتكب لغزش گرديد، پروردگار عالم، حجر را از بهشت فرو فرستاد و آن را در ركنى از اركان بيت خود قرار داد و جناب آدم عليه السلام را از بهشت به زمين، روى كوه صفا هبوط داد. آدم براى مدّتى آنجا درنگ نمود، سپس حجر را در بيت ديد و آن را شناخت و به ياد ميثاق و عهدش افتاد؛ ازاينرو؛ به سرعت خود را به حجر رسانيد و خويش را روى آن افكند و مدّت چهل بامداد گريست و از خطايش توبه كرد و از اين كه عهد را نقض كرده اظهار پشيمانى نمود.
سپس امام عليه السلام فرمودند: و به همين جهت دستور يافتهايد وقتى حَجَر را استلام كرديد، بگوييد: «أَمَانَتِي أَدَّيْتُهَا وَ مِيثَاقِي تَعَاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُوَافَاةِ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ» .
24. عبداللّٰه بن ابى يعفور، از حضرت صادق عليه السلام نقل كرده كه آن حضرت فرمود:
ارواح، لشگرهايى هستند آراسته و منظّم، در صفوف متعدّد. پس آن دسته از ارواح كه در عالمِ ميثاق، با هم آشنا و هم صف بودند، در اينجا و عالم دنيا با يكديگر الفت و انس دارند و آن دسته كه در عالمِ ميثاق، ميانشان تفرقه و تناكر بود، در اين عالم نيز ميانشان اختلاف و مخاصمه مىباشد و ميثاق و عهد در اين حجر نهفته است.
حضرت آنگاه فرمودند: به خدا سوگند حَجَر دو چشم و دو گوش و يك دهان و يك زبان تيز و گويا دارد. اين سنگ در ابتدا سفيدتر از شير بود، ليكن به واسطۀ استلام مجرمان، گناهكاران و منافقان رفته رفته تيره شد تا به اين وضعى كه مىبينيد درآمد.
25. على بن حسان واسطى، از عمويش عبدالرحمان بن كثير الهاشمى، از حضرت صادق عليه السلام، نقل كردند كه حضرت فرمود:
عمر بن خطّاب بر حجرالأسود عبور كرد و گفت: اى سنگ، به خدا سوگند مىدانيم كه تو سنگ هستى، نه نفع و نه