47برد. پس، هركس پيمانِ دوستى را حفظ كرد، حَجَر برايش شهادت مىدهد كه او پيمان و عهدش را نشكسته و به آن وفادار بوده است.
19. محمّد بن سنان گويد: حضرت ابو الحسن علىّبن موسى الرضا عليهما السلام در پاسخ پرسشهاى من، در بارۀ علّت استلام حَجَر فرمود: وقتى خداوند متعال از بندگان پيمان گرفت، به حجرالأسود فرمان داد تا پيمان بگيرد (و آن را فرو برد) . از اين رو، گفته مىشود: امانت من است كه ادا كردم و پيمان من است كه وفا كردم تا براى من گواهى دهى كه وفا كردم.
20. محمّد بن مسلم، از امام صادق عليه السلام نقل كند كه فرمود: رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله فرمود: پيرامون بيتاللّٰه طواف كنيد و ركن را استلام نماييد؛ زيرا ركن (حجرالأسود) بركت خدا است در زمين. خلق خدا با آن مصافحه مىكنند؛ مانند مصافحۀ بنده با مرد و ركن (حجرالأسود) دربارۀ هركسى كه او را استلام كند شهادت مىدهد كه وى به عهدش وفا كرده است.
21. يونس از كسى ياد كرده كه او گفته است، از امام صادق عليه السلام پرسيدم: به چه جهت كسى ملتزم به حَجَر و متوسّل به آن مىشود و براى چه چيزى ملتزم مىشود و چه چيزى را در التزامش ذكر مىكند؟
حضرت فرمود: در كنار حَجَر نهرى از بهشت جارى است كه در هر پنجشنبه اعمال بندگان را در آن مىاندازند.
22. ابو بصير و زراره و محمّد بن مسلم، از امام صادق عليه السلام نقل كردهاند كه:
خداوند تبارك و تعالى حجرالأسود را آفريد، آنگاه از بندگان پيمان و ميثاق گرفت، بعد به حجرالأسود فرمود: اين ميثاق و پيمان را فرو ببر و اهل ايمان ميثاق و عهدشان را نزد حجرالأسود تجديد مىكنند.
23. عبداللّٰه بن سنان مىگويد: در طواف بوديم كه مردى از آل عمر از نزديك ما گذشت و مردى ديگر دستش را گرفته بود، پس وى حجر را استلام كرد. مرد عمرى بر سر مردى كه دستش را گرفته بود فرياد زد و با او درشتى گفت: حجّ تو باطل است. چيزى را كه تو استلام مىكنى سنگ است، نه سودى به حال تو دارد و نه ضررى.
عبداللّٰه بن سنان مىافزايد: خدمت امام صادق عليه السلام عرض كردم: فدايت شوم! آيا كلام مرد عمرى را شنيديد و ديديد كه او به استلام كننده چه گفت؟
حضرت پرسيد: چه گفت؟
گفتم: به وى گفت: اى بندۀ خدا، حجّ تو باطل است! سپس اضافه كرد: اين چيزى