46سپس به جبرئيل وحى كرد: بيت را از سنگ كوه ابوقبيس بسازد و براى آن دو در تعبيه كند؛ درى در شرق و درى در غرب.
امام عليه السلام فرمود: بدين ترتيب جبرئيل عليه السلام بنا و ساخت خانه را به پايان برد و آنگاه كه فراغت يافت، فرشتگان پيرامون آن به طواف پرداختند و چون آدم و حوّا طواف فرشتگان را ديدند، آنان نيز حركت كرده، هفت شوط طواف نمودند. سپس از طواف بيرون آمده، رفتند تا طعام تناول كنند.
علت ماندگارى اثر دو پاى ابراهيم عليه السلام در مقام و سبب انتقال مقام از محل خود بهجاى كنونى
17 . عمار بن موسى يا سليمان بن خالد از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه فرمود: چون خداوند به حضرت ابراهيم وحى كرد كه مردم را به حج ندا دهد، سنگى را كه اثر گامهايش در آن است (مقام) رو به رو و چسبيده به كعبه؛ در همان جاى كنون قرار داد. سپس بر روى آن ايستاد و فرمان خدا را با رساترين فرياد، ندا داد.
چون آن سخن را گفت، سنگ تاب نياورد و پاهاى ابراهيم عليه السلام در آن فرو رفت. پس ابراهيم، پاهايش را از سنگ بركند. چون مردم افزون شدند و به شرّ و بلا گرويدند، بر آن ازدحام آوردند و تصميم گرفتند در جاى امروزىِ آن قرار دهند تا مطاف براى طواف كنندگان خالى شود. چون خداوند، حضرت محمد صلى الله عليه و آله را برانگيخت، به همان جايگاهى كه ابراهيم قرار داده بود، بازگرداند و همانجا بود تا آنكه رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله از دنيا رفت و زمان ابوبكر و اوايل حكومت عمر نيز همانجا بود. سپس عمر گفت: مردم برگِرد مقام در فشارند، كدام يك از شما جايگاهش را در جاهليّت مىدانيد؟ مردى گفت: من آن را اندازه گرفتهام. پرسيد: اندازه پيش تو است؟ گفت:
آرى. گفت: آن را بياور و آن مرد آورد.
پس عمر فرمان داد كه مقام را به جايى برگرداندند كه اكنون هست.
فلسفۀ استلام و لمس حجرالأسود، ركن يمانى و ركن مستجار
18 . عبيداللّٰه على حلبى، از حضرت صادق عليه السلام، حلبى نقل مىكند كه گفت: از امام عليه السلام پرسيدم: چرا حجرالأسود را لمس مىكنند؟
فرمود: زيرا تجديد عهد كردن بندگان با خدا، در همين لمس است. در حديث ديگر نيز آمده است كه امام عليه السلام در پاسخ اين پرسش فرمود: براى اينكه وقتى حقتعالى از بندگان ميثاق مىگرفت، به حَجَر فرمان داد و حجر ميثاقهاى بندگان را در خود فرو