198در تاريخ 1903 از طرف روسيه تزارى تأييد و به مرحله اجرا در آمد.
eg ekkeM,reuzarB. D[ (ev iralicaH natsikruT,loy raC13. s 3991 siyaM,itemukuh)
در اين ميان و در سال 1904، قانون ممنوعيت سفر حج لغو شد. در آن دوران، تاجرى ثروتمند از تاشكندى، به نام سيد غنى عظيم بايف، پيشنهادى را دربارۀ حجگزارى به والى عمومى تركستان ارائه كرد، ليكن نگاه والى به اين پيشنهاد مثبت نبود. او هم بعد از اين به پايتخت روسيه رفت و از سنپطرزبورگ موافقت گرفت.
در اين پيشنهاد براى حجاج بايستى قطارهاى خصوصى تهيه مىشد. جايىكه حجاج در آنجا جمع مىشدند، يا همان بندر ادسا، حاجىخانهها و مراكز بهداشتى تأسيس مىشد و مترجمها در طول راه براى كمك به حجاج مستقر مىشدند. امور حج نيز بايد بر عهدۀ شركتهاى خصوصى گذاشته مىشد.
روسها در سفارتها و كنسولگرىهاى حجاز از مسلمانان تركستان اقدام به جذب كارمند مىكردند. از ميان اين افراد، شاعر و متفكر سمرقندى، صدقى منجزى (1869 - 1927) در تاريخ 1900 در سفارت جده به كار مترجمى مشغول شده بود. يكى ازاين شركتهاى مسافرتى، شركت عظيم بايف بود كه با مديريت جديد، اولين سند حج خود را در سال 1908 با گروهى ده هزار نفرى محقّق ساخت. (همان كتاب، ص32) .
اين تنظيمات جديد نتوانست درگيرىهاى حجاج تركستان را از ميان بردارد. انتقاد بسيار تندى كه عليه عظيم بايف از طرف يكى از حجاج تركستان به نام مصطفى يانقليجو، كه به ادارۀ اتحاد مسلمين فرستاده شده بود، چنين مىگويد:
«افندى محترم! شما را به خدا قسم مىدهم اين نامه را كه با اشك خونم نوشتهام، در مجلهتان مطرح كنيد. دو سال قبل كسى كه با نام سيد غنى عظيم اف، بين حجاج سمسارى مىكرد، امسال كارش بسيار گستردهتر شد. حجاجى كه وارد ادسه شده و وارد منازل مىشوند از طرف مأمورين دولتى دستگير مىشوند، گويا به زندان برده مىشوند. از دو طرفشان كشيده و به حاجىخانۀ عظيم بايف مىبرند. بعد از اينكه يكبار به حاجىخانه وارد شدند، ديگر ممنوعالخروج مىشوند. اگر كسى به طور اشتباه نيز از اين حاجىخانه بيرون