187هنگام برگشت به منا، مدير كاروان يك دستگاه اجاره كرد و براى هر نفر 15 ريال كرايه داد. نزديك جمرات پياده شديم و پس از طى مسافت كوتاهى (صد پلكان) به جمرات سهگانه رسيديم. آخرين اعمال نماز ظهر و عصر را در سرزمين منا خوانديم و من چند ركعت نماز به نيابت از همسر و فرزندان و پدر و مادرم خواندم. شايد اين نمازها بهترين نوع بهياد بودن خانواده و بالاترين هديۀ معنوى براى آنها باشد. از منا به سوى مكه و هتل ابن قيم شمالى را پياده طى كرديم كه حدود 20 دقيقه طول كشيد.
شب موفق به ختم قرآن شدم، سجده شكر بهخاطر اين توفيق بهجا آوردم. دقايقى از بامداد گذشته بود كه راهى مسجدالحرام شدم. بهعلت شلوغى بيش از حد، 45 دقيقه طول كشيد تا به حرم رسيديم. در كنار ركن يمانى دعاى مشلول را خواندم. گروهى به تنعيم 1رفته و محرم شدهاند تا حج مستحبى بهجا آورند. جمعى نيز به طواف وداع مشغولاند؛ چراكه فردا بايد به ايران برگردند يا به مدينه بروند.
جمعه 17/11/82
پس از نماز صبح، به همراه اخوى و چند تن از دوستان دو وسيله كرايه كرديم و عازم جبلالنور 2براى رفتن به غار حِرا شديم. مسافت از پاى كوه تا غار 50 دقيقه طول كشيد. از پايين كوه تا بالاى آن دستفروشان و گداها بساط پهن كردهاند.
عكاسها هم با عكس فورى كاسبى خوبى بههم زدهاند. با 10 ريال سعودى يك قطعه عكس رنگى فورى مىگرفتند. فضاى غار بسيار محدود است و تنها يك نفر مىتواند درون آن به نماز بايستد و صف طولانى منتظران مانع از رفتن به داخل غار مىشود.
در فراز و فرود كوه، در اين فكر بودم كه حضرت خديجه عليها السلام اين مسير طولانى را چگونه 40 شبانهروز طى مىكرده و براى پيامبر صلى الله عليه و آله آب و غذا مىبرده است.
شنبه 18/11/82
پس از نماز صبح، براى عمرۀ مفرده عازم مسجد تنعيم شديم. حدود 50 نفر از اعضاى كاروان آمده بودند. از اينكه خداوند توفيق داد بار ديگر محرم شوم و اعمال حج بهجا آورم خداى بزرگ را شكر كردم. در مسجد تنعيم محرم شدم و اعمال از حدود ساعت 30/8 آغاز شد. صفوف طوافكنندگان و سعىكنندگان بهكندى حركت مىكرد. هنگامى كه نماز طواف نساء را خواندم، ساعت 15/11 را نشان مىداد.