186كشور جهان سفر كرده است و گنجينهاى از آموختنىهاى جهان را در سينه دارد. او لحظۀ ورود به عرفات و خروج از منا را اوج سازندگى معنوى مىداند و مىگويد: در سفر حج احساس مىكنيم كه حائلى ميان بنده و خدا نيست و اين بالاترين رضايتمندى است كه در اين سفر به انسان دست مىدهد.
حاجمحمد (برادربزرگترم) و همسرش، حاج محمود حسينى (دايى همسرم) با همسرش و دكتر سيد جواد مير كه ذكر اوصافش رفت، با همسرش در اين سفر همراهم بودند.
دكتر ياوريانفر چشمپزشك، با مادرش به حج آمده است. رفتار بسيار محترمانه و مؤدبانۀ او با مادرش، مىتواند الگويى براى جوانان امروز جامعۀ ما باشد.
وقتى با او صحبت مىكردم مىگفت: از زمان فوت پدرش تلاش كرده است كه مادرش احساس تنهايى نكند.
مهندس سيد مصطفى خردمند، قائممقام مدير عامل شركت قطار مسافربرى رجاء، از همسفران باصفا است. هرگاه او را مىديدم، ياد فضاى جبهه و جهاد مىافتادم، بهخصوص كه او همواره چفيهاى بر گردن مىانداخت.
سهشنبه 14/11/82
بعد از رمى جمرات، قربانى و حلق، در دومين روز بيتوته در منا، ساعت اندكى از بامداد گذشته، به همراه مدير كاروان و حدود 40 نفر از اعضاى كاروان، مسير منا تا عزيزيه را پياده و از آنجا تا مسجدالحرام را با اتوبوس طى كرديم تا آخرين اعمال حج را انجام دهيم؛ طواف، نماز طواف، سعى صفا و مروه، طواف نساء و نماز طواف نساء، آخرين مراحل و برنامههاى حج تمتّع است. حوالى ساعت 2 بامداد به مسجدالحرام رسيديم و تنها دغدغهام رسيدن بهموقع بود كه بتوانيم پس از انجام اعمال طواف و نماز طواف به منا برگرديم و رمى جمرات سهگانه را انجام دهيم. ساعت 30/2 بود كه اعمال را آغاز كردم. در كمال ناباورى، اعمالم تا ساعت 4 بامداد طول كشيد. وقتى مؤذن مسجدالحرام اذان نماز شب را گفت، اعمال من تمام شده بود. هر شوط از سعى صفا و مروه را در 5 يا 6 دقيقه طى مىكردم. دليل اصلى رسيدگى سريع به اين اعمال، شايد خلوت بودن مسجدالحرام بود.
فرياد صلوات شيعيان لبنانى در طواف و سعى، فضاى عرفانى و روحانى ويژهاى را به مسجدالحرام بخشيد.