183بلندى آن بهقدرى بود كه خوابيدن را مشكل مىكرد.
شنبه 11/11/82
صبح، نزديك ساعت چهار و نيم بامداد كه براى نماز بيدار شدم، دو نفر در چادر ما مشغول نماز شب بودند و بعد كه اذان صبح گفته شد، نماز را به جماعت خوانديم. پس از صرف صبحانه براى شركت در مراسم برائت از مشركين بعثۀ رهبرى رفتيم. آقاى رىشهرى پس از قرائت پيام رهبرى، به ايراد سخنرانى پرداخت و آقاى مرتضايىفر نيز شعارهايى بر ضدّ آمريكا و اسرائيل و. . . سرداد. نكته مهم در پيام رهبرى آن بود كه ايشان خواستار برخوردارى سازمان كنفرانس اسلامى از حق وتو در شوراى امنيت شده بودند. بعد از ظهر نيز دعاى عرفه را خوانديم و هركس تلاش داشت از فضاى معنوى آن بهره گيرد؛ بهخصوص آنكه در روز عرفه امام زمان عليه السلام با حاجيان در صحراى عرفات همصدا مىشود و رحمت واسعۀ الى همه را دربرمىگيرد.
پس از خواندن نماز مغرب و عشا، آمادۀ حركت به مشعر شديم. نكتۀ جالب آنكه اهل سنت تنها جايى كه نماز مغرب و عشا را با هم مىخوانند، همين روز و در عرفات است.
كوچ عظيم ديگرى از «عرفات» به «مشعر» 1آغاز شد. چند نفر از اعضاى كاروان ما پياده عازم مشعر شدند و به خيل كوچكنندگان پيوستند. طريق مشاة، مسيرى است براى كسانى كه پياده عازم مشعر هستند و مشتاقان خاص خود را دارد.
سردار كاظمى، فرمانده نيروى هوايى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و دكتر عباس عصارى معاون سازمان تأمين اجتماعى، دو تن از اعضاى كاروان ما بودند كه مسير عرفات تا منا را پياده طى كردند و با چه شور و شعفى از آن فضاى روحانى و معنوى سخن مىگفتند. اين دو برادر كه با همسران خود به حج مشرف شده بودند تلاش وافرى در بهرهگيرى از اوقات خود در حج داشتند و اين امر كاملاً محسوس بود.
اتوبوس ما در صف طولانى اتوبوسهايى كه به مشعر مىرفتند قرار گرفت، ولى بهعلت ازدحام شديد، پس از چند ساعت نشستن در اتوبوس، به پيشنهاد آقاى بايگان، مدير كاروان، بقيۀ راه را پياده رفتيم. كاروان حجاج شهر زلزلهزدۀ بم با نوار مشكى كه بر لباس احرام خود بسته بودند، شناخته مىشدند و اين موجب