57كه گويند لاٰ لَبَّيْكَ، گفت: اميد چنان مىدارم كه در آن موقف، هر كه خود را چنين بيند، هيچ لبيك گوى وراى او نبود.» 1مال شبههناك
مصرف مال شبههناك در حج، از عواملى است كه خداوند حج زائر را نمىپذيرد و در جواب لبّيك او لاٰلبّيك مىگويد. 2دربارۀ ابو سليمان دارايى آوردهاند كه:
«احمد حوارى گفت: ابو سليمان! در وقت احرام لبيك نگفتى. گفت: حق تعالى به موسى عليه السلام وحى كرد كه ظالمان امّت خود را بگوى تا مرا ياد نكنند كه هركه ظالم بود و مرا ياد كند، من او را به لعنت ياد كنم. پس گفت: شنيدهام كه هركه نفقۀ حج از مال شبهت كند، آنگاه گويد: لبيك، او را گويند: لاٰ لَبَّيْكَ وَ لاٰ سَعْدَيكَ حَتّىٰ تَرُدَّ مٰا فِي يَدَيك.» 3مصرف مال حلال نزد عرفا مقياس مردى است. ابراهيم ادهم گفت:
«هيچ كس در نيافت پايگاه مردان به نماز و روزه و غزو و حج، مگر بدان كه بدانست كه در حلق خويش چه در مىآرد.» 4آنچه بر حج اولويت دارد
در بخشهاى گذشته ديديم كه حج نزد عارفان از چه جايگاه ويژه و اهميت خاصى برخوردار است، با اين حال، گاهى وضعيتى پيش مىآمد كه حج در درجۀ دوم اهميت قرار مىگرفت.
رسيدگى به مستمندان و قرض داران
در نزد عرفا، يكى از اعمالى كه بر حج ترجيح دارد رسيدگى به حال بى نوايان و قرضداران است. عطار در ذكر حال بشر حافى اين چنين مىگويد:
«نقل است كه يكى با بُشر مشاورت كرد كه دو هزار درم دارم حلال، مىخواهم كه به حج شوم. گفت: تو به تماشا مىروى، اگر براى رضاى خداى مىروى برو وام كسى بگزار يا