58بده به يتيم و يا به مردى مُقلّ حال كه آن راحت كه به دل مسلمانى رسد، از صد حج اسلام پسنديدهتر، گفت: رغبت حج بيشتر مىبينم، گفت از آنكه اين مالها نه از وجه نيكو بهدست آوردهاى، تا به ناوجوه خرج نكنى قرار نگيرى.» 1وى همچنين در شرح حال بايزيد بسطامى مىگويد:
«نقل است كه گفت: مردى در راه پيشم آمد، گفت: كجا مىروى؟ گفتم: به حج، گفت: چه دارى؟ گفتم: دويست درم، گفت: بيا به من ده كه صاحب عيالم و هفت بار گرد من در گرد، كه حجّ تو اين است. گفت: چنان كردم و بازگشتم.» 2دربارۀ ابراهيم ادهم نيز آورده است:
«يك روز پسر خود را ديد كه يك دينار زر مىسخت تا به كسى دهد، آن شوخ كه در نقش درست زر بود باك مىكرد. گفت: يا پسر، اين تو را از ده حجّ و ده عمره فاضلتر.» 3در تذكرةالاوليا، خوابى عجيب و عبرتآور از عبداللّٰه مبارك نقل شدهكه حج غير مقبول ششصد هزار حاجى به واسطۀ كار خير علىبن موفّق، كه به خانوادۀ مستمندى رسيدگى كرده بود، پذيرفته شده است.
«نقل است كه عبداللّٰه (مبارك) در حرم بود، يك سال از حج فارغ شده بود، ساعتى در خواب شد، به خواب ديد كه دو فرشته از آسمان فرود آمدند؛ يكى از ديگرى برسيد كه