183ثانياً: ناتوانىهاى زنان در اعصار، بسترها و عوامل بيرونى دارد كه حكومت اسلامى و مسلمانان موظفاند اين فضاى جاهلى و ضدّ قرآنى را بشكنند.
ثالثاً: دقيقاً فضاى حج از محيط ها و فضاهايى است كه زنان را به عرصههاى اجتماعى، به مهاجرت، به تجربههاى جديد، به مسافرت و به تعامل با ديگران مىكشاند و از اين رو، حج از عوامل مهم سازنده و تأثيرگذار براى احياى فرهنگ قرآنى و نبوى در جهت اعادۀ حقوق زنان و شكوفايى استعدادهاى آنان است.
دوم، شواهد تاريخى:
برخى از شواهد برجستۀ صدر اسلام و عصر نبوى، كه حكايت از ارتباط زنان با حج بهطور مستقيم و غيرمستقيم دارند، عبارتاند از:
1 - 1) خديجه و نماز در كعبه:
در كتب تاريخى، به نقل از يكى از افراد مىخوانيم:
در روزگار جاهليت، وارد مكه شدم و ميزبانم عباس بن عبدالمطّلب بود و ما دو نفر در اطراف كعبه بوديم. ناگهان ديدم مردى آمد و در برابر كعبه ايستاد و سپس پسرى را ديدم كه آمد در طرف راست او ايستاد. چيزى نگذشت؛ زنى را ديدم كه آمد در پشت سر آنها قرار گرفت و من مشاهده مىكردم كه اين دو نفر به پيروى از آن مرد، ركوع و سجود مىنمودند. اين منظرۀ بىسابقه حسّ كنجكاوى مرا تحريك كرد كه جريان را از «عباس» بپرسم. او گفت: آن مرد، محمد بن عبداللّٰه است و آن پسر (على) برادرزادۀ او و زنى كه پشت سر آنها است، همسر محمد (خديجه) است. . . به خدا سوگند روى زمين كسى پيرو اين آيين نيست، جز همين سه نفر» . 1از نكتۀ تاريخى پيش گفته، در راستاى نوشتار حاضر بدينگونه مىتوان بهره برد كه:
اولاً: خانۀ كعبه هميشه مورد اقبال قبايل و اقوام گوناگون بوده و نقش تيرههاى مهم قريش و مناصب ايشان، كه پس از «قُصىّ بن كلاب» تا 15 پست نيز رسيد؛ (منصب دربانى و پرده دارى، منصب سقايت، منصب پرچم دارى، منصب دارالندوه، منصب قيادت، منصب كليددارى كعبه و. . .) ، نيز در اين ميدان تعيين كننده بوده است. پس مناسك و عبادت به سوى كعبه، امر جديدى نبوده است و حتى مشركان نيز بتهايشان را در كعبه مستقر نموده و با آنها