182از سوى ديگر، دفاع از حقوق بانوان و احياى حرمت زن، جزو فرهنگ نبوى بوده است (بخشى از احترام بسيار ويژۀ پيامبر به حضرت فاطمه عليها السلام نيز در همين راستا قابل تحليل و فهم است) ، به راحتى مىتوان نتيجه گرفت كه مخالفان زيرك و فرهنگى اسلام، براى تخريب فرهنگ نبوى، به جعل احاديث فراوان عليه زنان دست زدند و از اين رو، به ظاهر در جوامع روايى ما، زنان در ابعاد متعدد، فراوان مورد بى توجهى قرار گرفتهاند. اگر ملاك، آيات قرآن و فرهنگ نبوى باشد، به راحتى به جعلى بودن بسيارى از اين احاديث مىتوان رسيد. 1هم اوّلين فردى كه بعد از ساخته شدن كعبه، پردهاى بر در آن از بيرون آويخت، يك زن است و آن زن كسى جز هاجر نيست، و هم نخستين فردى كه داخل كعبه را جامه پوشانيد، يك زن است و آن مادر عباس بن عبدالمطّلب است در ضمن، با فرض سنديت بعضى از اقوال نيز مىتوان تفسير و تعبير واقعگرايانه و درست از آنها داشت؛ مثلاً اگر در نهجالبلاغه در اوصاف زنان آمده است كه ناقصالعقلاند (. . . نَوَاقِصُ الْعُقُولِ) ، 2از همان حضرت، در كلام ديگرى در بحث مشورت نقل شده كه از مشاوره با زنان بپرهيز، مگر آنكه كمال عقل آنان، آزموده شده باشد:
«إلاّ من جربت بكمال عقل» . 3و در جمع اينگونه احاديث، كه يكجا از نقص عقل زنان و جاى ديگر از كمال عقل زنان سخن به ميان آمده است، مىفهميم كه حديث نقص عقل، حكايت از ذاتى بودن نقص عقل براى زنان ندارد و چون اين مشكل عارضى و بيرونى است، از اين رو، در شرايطى مىتواند مرتفع شود و به كمال تبديل گردد و در عصر آن حضرت، بهخصوص در فضاى جنگ جمل، اين وصف موضوعيت دارد و اين شرايط نه عاقلانه است، نه عادلانه و نه ذىارزش، بلكه براى اينكه حرمت زن حفظ شود و كرامت بنىآدم اعاده گردد، بايد شرايط بيرونى بهگونهاى مهيّا شود كه زنان بتوانند بالغ، كامل، عاقل و رشيد باشند و چنين رسالتى را اسلام و پيامبر صلى الله عليه و آله تعقيب مىنمود و به دنبال آن بود كه فرهنگ جاهلى مردسالارانه و ضدّ زن را بشكند.
از اين مقدمۀ كوتاه در جهت بحث زنان و حج، مىتوان اينگونه بهره برد كه:
اولاً: فرهنگ دينى و قرآنى و نبوى، فرهنگ تكريم زن و اعادۀ حقوق زنان است.