181عرصههاى عبادى و اجتماعى را بهتر نشان مىدهد:
اول، نگاه عربها به زن، قبل از اسلام:
بدون ورود به مباحث تفصيلى، تنها با اشاره به چند آيۀ قرآنى، مىتوان دورنماى ارزش و اعتبار زنان را در فضايىكه پيامبر اسلام عرضه مىكردند، به خوبى دريافت:
وَ إِذٰا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثىٰ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ * يَتَوٰارىٰ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مٰا بُشِّرَ بِهِ أَ يُمْسِكُهُ عَلىٰ هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرٰابِ أَلاٰ سٰاءَ مٰا يَحْكُمُونَ. 1
«و چون يكى از آنها را به فرزند دخترى مژده آيد، از شدت غم و حسرت رخسارش سياه شده و سخت دلتنگ مىشود و از اين عار، روى از قوم خود پنهان مىدارد و به فكر افتد كه آن دختر را با ذلت و خوارى نگهدارد يا زنده به خاك گور كند. (عاقلان) آگاه باشيد كه آنها بسيار بد عمل مىكنند.»
و در آيۀ 140، سورۀ انعام، دليل كشتن دختران نيز بدينگونه مطرح شده است:
قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلاٰدَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ حَرَّمُوا مٰا رَزَقَهُمُ اللّٰهُ افْتِرٰاءً عَلَىاللّٰهِ قَدْ ضَلُّوا وَ مٰا كٰانُوا مُهْتَدِينَ.
«البته آنان كه فرزندان خود را به سفاهت و نادانى كشتند، زيانكارند و بىبهره از آنچه خدا روزىشان كرد و چون افترا به خدا بستند، سخت گمراه شدند و هدايت نيافتند.»
از آيات فوق مىتوان به اينجا رسيد كه، در عربستان و در ميان عربهاى ساكن مكه، جنس زن مورد مذمّت بوده و فرهنگ جاهلى آن عصر، به وضوح مردسالار بوده است. اگر اين نكته پذيرفتنى باشد كه دشمنان پيامبر تا آنجا كه مىتوانستند، از جهت نظامى و فيزيكى و ظاهرى، از گسترش فرهنگ اسلامى جلوگيرى كردند و زمانى كه نتوانستند و تسليم فرهنگ اسلامى شدند، درصدد برآمدند كه فرهنگ اسلامى و نبوى را تحريف نموده و با ظرافت عليه آن مقابلۀ فرهنگى نمايند، آنگاه به يكى از فلسفههاى اين همه احاديث جعلى پى مىبريم (مثلاً تنها يكى از وضّاعين به نام احمد بن عبداللّٰه جويبارى، بيش از 1000 تا 10000 حديث جعل كرده است) . 2