107مكه را به جانب عراق ترك كردند.
2. حركت امام از مدينه به مكه در ماههاى عمرۀ مفرده؛ يعنى ماههاى رجب و شعبان صورت گرفت و نه در ماههاى حج؛ يعنى شوال، ذى قعده و ذى حجه.
3. گفتگويى كه امام عليه السلام سه روز قبل از حركت با ابن عباس و محمد حنفيه و ديگران داشت و آنان اصرار مىكردند كه امام عليه السلام از رفتن به عراق منصرف شود 1و آن حضرت به ابن عباس مىفرمايد: «إنّي قد اجمعت المسير في أحد يومي هذين إن شاءاللّٰه» ؛ «تصميم گرفتهام در اين يكى دو روز، به جانب عراق حركت كنم، اگر خداوند بخواهد.» 2و همچنين با عنايت به اين سخن امام عليه السلام كه در روز قبل از حركت فرمود: «فَإِنّي رٰاحِلٌ مُصْبِحَاً إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ» كه امام عليه السلام خود را براى حج آماده نكرده، بلكه مقدمات سفر به عراق را تهيه ديده است.
4. با توجه به سخن امام صادق عليه السلام كه فرمود: حسينبن على عليهما السلام روز ترويه به سوى عراق رفت و در حالىكه به عمرۀ مفرده محرم شده بود، معلوم مىشود كه امام از همان ابتدا قصد عمرۀ تمتع نكرده بود و تنها به خاطر احترام كعبه، عمرۀ مفرده بهجا آورده بود و اينگونه نبوده است كه عمرۀ تمتع را به مفرده تبديل كرده يا حج تمتع را از باب حكم مصدود به مفرده مبدّل كند؛ زيرا اگر امام در ماههاى حج، محرم به احرام تمتّع شده بود، بايد براى بستن احرام، به يكى از مواقيت پنجگانه مىرفت (مسجد شجره، جُحفه، يلملم، قرن المنازل و وادى عقيق) و در يكى از آن ميقاتها احرام مىبست، نه در ادنى الحلّ (تنعيم و جِعرانه) ، كه ميقات اهل مكه و ميقات عمرۀ مجدّد است.
حضور در ميقاتهاى پنجگانه كه فرسنگها از مكه فاصله دارد، نه در تاريخ آمده و نه در جوامع روايى ذكر شده است.
5. اگر امام عليه السلام محرم به احرام حج شده بود، بايد مانند ديگر مردمان، در بعد از ظهر روز هشتم و روز ترويه در مسجدالحرام احرام مىبست، در حالى كه امام چند روز پيش از حركت، به طور غير رسمى و در روز هفتم، بهطور رسمى، اعلام كرده بود كه صبح هشتم عازم عراق هستم و با اين اعلام، جايى براى حكم مصدود باقى نمىماند.
مصدود عبارت است از كسى كه دشمن او را از عمره يا حج منع كند.
اگر كسى احرام عمره يا حج را بست و بعد از آن، دشمن يا كس ديگر او را از رفتن به