51است كه هرگاه عنوان ركن به صورت مطلق و بدون انضمام قرينهاى به كار رود و منظور ركن خاطى باشد، به ركن اسود انصراف خواهد داشت 1و حتى گاه خود حجرالأسود ركن خوانده شده است. 2نامهاى اركان، به اعتبار جهات چهارگانه:
از آنجاكه ركنهاى چهارگانۀ كعبه، با اختلاف ناچيزى، در سمت جهات چهارگانۀ اصلى قرار دارد، هر ركن به اعتبار جهت جغرافيايى، نامى خاص گرفته است؛ يعنى ركن اسود كه در سمت شرق واقع است، «ركن شرقى» ناميده شده و ركنهاى بعدى، به ترتيبى كه در طواف پيموده مىشوند، ركنهاى شمالى، غربى و جنوبى نام گرفتهاند.
وضوح و ثبات جهات چهارگانه، از عللى بوده كه جز در مواردى نادر اختلافى را در اين اسامى مشاهده نمىكنيم.
نظريۀ مخالف اول: قرار گرفتن حَجَرالأسود در ركن شمالى
به اين مدعا در دو شكل اشاره شده است:
1. نخست در كتب لغت، داستان ذيل از طواف نقل شده كه ركن بعد از اسود را ركن غربى ناميده است كه در نتيجه بايد ركن اسود را ركن شمالى فرض نمود.
طاف رضي اللّٰه تعالى عنه بالبيت مع فلان، فلمّا انتهى إلى الركن الغربي الَّذي يلى الحجر الأسود. قال له: أ لا تستلم؟ فقال له: انفذ عنك؛ فان النّبي صلى الله عليه و آله لميستلمه.
اين خبر علاوه بر الفائق 3(قرن ششم) در كتابهاى النهايه فى غريب الحديث 4(قرن هفتم) و لسان العرب 5(قرن هشتم) نيز تكرار شده است.
اين نقل در كتب روايى اهل سنت با