43معروف در عراق (مقصود، نجف است) فرود آمد و سپاه خود را در اطراف شهر پراكنده ساخت. وى دستور داد باروى شهر را خراب كنند، ولى سپاه او زمانى كه به شهر نزديك شدند، به خندق عريض و عميقى برخوردند كه امكان عبور از روى آن وجود نداشت. در جنگى كه ميان دو طرف رخ داد، بر اثر تيراندازى از باروهاى شهر، جمعى از سپاهيان سعود كشته شدند و بقيۀ آنها از گرد شهر عقب نشسته و به غارت روستاهاى اطراف پرداختند.» 1در پايان، از تذكر دو نكته ناگزيريم:
1. به تصديق تاريخ نگاران، آيين وهابيت مسلكى ساختگى است كه هيچ پيشينۀ تاريخى در عصر صحابه و تابعان و سه قرن نخست (كه از نظر اهل سنت خير القرون است) ندارد و در اوايل قرن هشتم، تخم آن پاشيده شد و به صورت مادۀ خام در لابلاى كتابها بود، سپس به وسيلۀ محمدبن عبدالوهاب احيا شد و گسترش يافت.
2. با اينكه احمدبن تيميه از نظر فضل و دانش و قلم و نگارش، قابل قياس با محمدبن عبدالوهاب نبود، با اين حال، مكتبش در زمان او اصلاً رشد نكرد و با مرگ او نيز مرد، در حالى كه همين مكتب نيمهجان به وسيلۀ محمد بن عبدالوهاب رشد كرد و بخش شرقى عربستان را فراگرفت و پس از فروپاشى عثمانىها، حرمين شريفين در اختيار وهابيان قرار گرفت و بزرگترين پايگاه تبليغى را تصاحب كردند تا آنجا كه زائر خانۀ خدا بايد از نظر عقيدتى و فكرى و عملى و رفتارى تابع مكتب وهّابى و فقه حنبلى باشد.
اكنون پرسش اين است كه علّت آن ناكامى و رمز اين موفقيت چيست؟
در پاسخ مىگوييم:
دو عنصر «مكان» و «زمان» در اين دو نتيجهگيرى مؤثر بوده است:
ابنتيميه افكار شاذ خود را در محيطى مطرح كرد كه عالمان بزرگى در شام و مصر، در سنگر دفاع از عقيده و شريعت قرار داشتند و با حضور در مناظرات علمى، مشت او را باز كردند و او ديگر نتوانست در اذهان عموم مردم تأثير بگذارد و اگر هم اثرى داشت، جنبۀ عاطفى بوده نه مكتبى؛ زيرا زندانى شدن يك روحانى، عواطف عوام را تحريك مىكند.
در حالىكه مروّج مكتب او، انديشۀ به ظاهر توحيدى را در ميان عربهاى بدوى و