164امروز نماز صبح را در هتل خواندم. ساعت شش و سى دقيقه است. اتوبوسها آمادۀ حركت به محل غزوۀ اُحد و زيارتگاه شهداى اين جنگ است. چهار اتوبوس با رنگهاى مختلف در مقابل هتل ايستادهاند. من و مادرم در اتوبوس شمارۀ 3 جاى مىگيريم.
امروز صبحانه را در داخل اتوبوس صرف مىكنيم. گروهى از دوستان بطرىهاى پر از آب يخ را نيز همراه خود آوردهاند. اتوبوسها به حركت در مىآيند و درست پس از ده دقيقه به دامنۀ كوه احد مىرسيم. با وجود آنكه هنوز چيزى از آفتاب بالا نيامده است اما گرماى هوا احساس مىشود. از اتوبوسها پياده مىشويم و پشت سر روحانى كاروان حركت مىكنيم. در جاى جاى اين مكان شريف، كاروانهايى از نقاط مختلف براى بازديد آمدهاند و هر كدام دور يك روحانى حلقه زدهاند و به حرفهايش گوش مىدهند. ما نيز بر فراز جبل رمات كه مشرف به دامنۀ كوه احد است، قرار مىگيريم.
احد در محلّى به نام وادى عقيق، در شش كيلومترى شمال مدينه قرار دارد.
پيامبر صلى الله عليه و آله دربارۀ اين كوه فرموده است:
«احد كوهى است كه ما را دوست دارد و ما هم آن را دوست داريم.» 1ديوارى سفيد با پنجرههاى مشبّك، دور تا دور قبور شهداى احد كشيده شده است و حمزه، سيدالشهدا، عموى پيامبر و حدود هفتاد تن از مسلمانان؛ مانند مُصعَببن عُمَير در اين خاكِ آرميدهاند. در آغازين نگاه، به ياد مىآورم مطلبى را كه در جايى خواندهام، حضرت زهرا عليها السلام، نخستين تسبيح خود براى ذكر و دعا را از اين تربت ساخت.
درود و صلوات به روح پاك شهيدان خفته در اين ديار نثار مىكنيم.
روحانى كاروان به وقايع سال سوّم هجرى اشاره مىكند و مىگويد: در اين سال سپاه سه تا چهار هزار نفرى كفار به انتقام جنگ بدر به مدينه آمدند و سپاه اسلام با هزار نفر به مقابله با آنها رفتند و شكاف و تنگهاى را در ميان كوه به ما نشان مىدهد و مىگويد: پيامبر تعدادى از مسلمانان را در اين تنگه قرار داد اما متأسفانه علىرغم پيروزى و فتحى كه نصيب آنها شد، مأموران حفاظت از تنگه سنگرهاى خود را رها كردند و به جمع آورى غنايم پرداختند كه همين امر