165باعث شد مشركان با حملهاى ديگر به سپاه اسلام شكست خود را جبران كنند.
مىگويند: نبى مكرّم اسلام صلى الله عليه و آله هر سال يكبار براى زيارت شهداى احد به اين محل مشرّف مىشد.
پس از توقّفى يك ساعته، با كوه احد خداحافظى مىكنيم و راهى مسجد ذوقبلتين مىشويم. تحمّل گرماى اين مكان در زير آفتاب تير ماه، انسان را به ياد صبر و استقامت ياران پيامبر مىاندازد. اندكى بعد، در زير سايهبان سقف اتوبوس قرار مىگيريم. كولرها روشناند و از خنك كردن مسافران مضايقهاى نمىكنند. به مسجد ذو قبلتين مىرسيم. نگهبان در مسجد به خاطر داشتن دوربين عكاسى، مانع ورود ما مىشود. پسر بچهاى دم در مسجد ايستاده وسايل ما را تحويل مىگيرد و تا زمان بازگشت ما همان جا مىماند.
وارد مسجد مىشويم، دو ركعت نماز تحيّت مىخوانيم. مسجد ذو قبلتين از مساجد بسيار مهم مدينه است. در اين مسجد دو محراب ساده و بى پيرايه ديده مىشود؛ يكى بهسوى بيتالمقدس است و ديگرى بهسوى كعبه. در همين مسجد بود كه براى تغيير جهتِ قبله از بيتالمقدس به كعبه، بر پيامبر صلى الله عليه و آله وحى نازل شد. آيات قرآن بر اين موضوع دلالت دارد.
خورشيد در وسط آسمان قدم مىزند و گلبانگ اذان از مسجدالنبى به گوش مىآيد و ما هنوز در هتل هستيم. بايد زودتر خود را براى شركت در نماز جمعه آماده كنيم. وضويى مىگيريم و راهىِ مسجد النبى مىشويم.
اين بار پيراهن عربى را كه از بازارهاى مدينه خريدهام، مىپوشم و هيچگونه كيف و محمولهاى بر نمىدارم تا مبادا شرطۀ مقابل درِ مسجد، جلويم را بگيرد و مانع رفتنم شود.
امروز جمعيت شلوغتر از روزهاى گذشته است. در صحن مسجدالنبى از حضور نمازگزاران غلغلهاى برپاست و جمعيت به حدّى است كه جايى براى ايستادن نيست! ناگزير به پشت بام مسجد مىرويم. پساز عبور ازپلههاى تميز صيقلى، در چندين دور متوالى به پشت بام مسجد مىرسيم. گرماى هوا در پشت بام مسجد بيشتر احساس مىشود.
كف آنرا از سراميكهاى سفيد بزرگ پوشاندهاند. در زير سايهبان كنارۀ پشت بام مىايستم.
امامجمعه درخطبههاى نمازازمحرّمات سخن مىگويد و در اين باره احاديثى از