145تعرّض و تعدّى آنها را از زائران و بازرگانان دفع مىكردند.
نيروهاى انتظامى مدينه، هر فرد بدوى را به هنگام ورود به قلعه، توقيف و شناسايى مىكردند و به اين وسيله افراد مورد نظر خود را پيدا كرده، دستگير مىنمودند.
از نظر اينكه هر فرد بدوى براى تأمين و تدارك نيازهاى خانوادهاش ناگزير بود به شهر رفت و آمد كند، از اين رهگذر، هر بدوى كه به يك زائر و يا تاجر ضرر جسمى و يا مالى مىزد، قبيلهاش شناسايى مىشد، چون يكى از افراد قبيلهاش وارد مدينه مىشد، توسط نيروهاى انتظامى دستگير و به قلعهبانها داده مىشد. خبر دستگيرى آن فرد به رييس قبيله مىرسيد. او ناگزير بود كه براى نجات دادن فرد دستگير شده، به قلعهبان مراجعه كند.
رييس قبيله اگر فرد تجاوزگر را مىشناخت، او را به نيروهاى انتظامى تحويل مىداد و اگر نمىتوانست او را شناسايى كند، از افراد قبيله مىخواست كه آن ضرر مالى و يا جانى را جبران نموده، شخص گرفتار را مستخلص نمايد.
آرامش نسبى
اعراب معتقدند كه عقل عربها در ديدگان آنهاست، نه در كاسۀ سرشان. اين نظريّه كاملاً درست است؛ زيرا عربها تا چيزى را به چشم خود نبينند، هر قدر براى آنها تعريف و توصيف شود باور نمىكنند، از اينرو كدخدايان مسلّح با ارائۀ سلاح، قدرت و شوكت دولت عثمانى را بر آنها نماياندند و به ترك شقاوت واداشتند. اگرچه در اثر تبليغات شبانه روزى مشايخ، خود را ضربه ناپذير تصوّر مىكردند.
بر اين اساس، تعدادى قانون وضع كرده، هر متخلّفى را كه دستگير مىشد، مورد تأديب قرار مىدادند و لذا شهر بزرگ مدينه در پرتو 400 نفر مسلّح، به بهترين وجه محافظت مىشد.
متأسّفانه اين قوانين بعدها به وسيلۀ مداخلۀ زورمداران، مورد سوء استفاده قرار گرفت. حيله و تزوير با قوانين نامشروع مخلوط شده، به رعايت قوانين عادلۀ وضع شده از سوى دولت، خط بطلان كشيده شد.