144شرقى حصار مدينه را تجديد كرد و توپخانههاى محكم و مكمّل، انبار سلاح و مهمّات، زندان و ميهمانسراى دولتى تأسيس نمود و حصار شهر را به صورت شايستهاى استحكام بخشيد كه ديگر بدوىهاى بىفرهنگ، انديشۀ يورش به مدينه را از انديشۀ خود دور سازند.
ساكنان مدينۀ منوّره، اگرچه مدتها در اثر هجوم بدوىها مورد ايذا و اذيت بودند و جان و مالشان در معرض قتل و غارت بود و به همين جهت مدتها از داشتن توپهاى نيرومند محروم بودند، ولى در دوران سلطان عبدالعزيز، از توپهاى نيرومندى برخودار شدند.
سنگرها و خاكريزها در موارد مقتضى تأسيس گرديد و از شرّ تهاجم بدوىها رهايى يافتند.
حصار مدينه - بهطورى كه در اين نوشتار بيان شده - به صورت قلعهاى محكم و استوار، در جهت باد شمال تأسيس شده بود كه در قسمت داخلى، در كنار درِ شرقى، 5 يا 6 بلوك به سربازها اختصاص داشت كه سپاهيان مسلّح را در خود جاى مىداد و به مقدار لازم انبار براى سلاح، مهمّات، موادّ غذايى و غيره وجود داشت.
شكل ظاهرى اين حصار نشان مىداد كه در برابر سلاحهاى جديد تاب مقاومت ندارد، ولى با توجه به تأسيس آن بر فراز تپهها و سنگلاخهاى صعب العبور، از نظر استراتژى از اهميت ويژهاى برخوردار بود. در گذشته به نگهبان حصار: «مستحفظ» و «قلعهدار» مىگفتند. آنها وظيفه داشتند كه همواره به صورت مسلّح نگهبانى داده، با تجاوزگران مقابله كنند و به هنگام لزوم با آنها به نبرد برخيزند، تا ساكنان قلعه از هر تعرّضى مصون بمانند.
در آن زمان، تجاوزگران بدوى در هر چندى يورش مىبردند و امنيت و آسايش را از منطقه سلب و ناامنى را حاكم مىكردند. اين ناامنى به قدرى گسترده بود كه رفتن به دهكدۀ قبا، زيارت حضرت حمزه و ديگر محلاّت دور دست مخاطره آميز مىشد.
اين نا امنى حدود 150 سال پيش آغاز شد و به تدريج رو به افزايش نهاد.
پيش از آغاز اين ناامنى، نيروهاى انتظامى، كه عبارت از كدخدايان مسلح بودند، در شهرها گشت مىزدند، رفت و آمد بدوىها را زير نظر داشتند و هرگونه