117مىتوان در سايۀ آن، همه امتيازات قومى و نژادى را از ميان برد و اتحادى جاودان برقرار كرد. وى روى اين نكته كه شرق و غرب اسلامى مىتوانند روى امام على عليه السلام تكيه كنند، آن را نقطۀ مشترك همه مىداند.
وى در اين كتاب شرحى از فعاليتهاى خود در شركت در كنفرانسهاى اسلامى به دست داده و گوشهاى از نوشتههاى خود را در ارتباط با وحدت اسلامى شرح كرده است. به علاوه، راجع به برخى از كتابهاى خود؛ از جمله «كتاب عظيم قبلۀ اسلام كعبه، كتاب آفاق كعبه، تحول قبله از بيت المقدس» و همچنين آثار ديگر خود؛ از جمله «آراء ائمة الشيعة فى الغلاة و كتاب رهبرما سلمان فارسى» توضيحاتى داده و ارتباط آنها را با مسألۀ وحدت اسلامى بيان كرده است. همچنين در اين باره توضيح مىدهد، همينكه سلمان فارسى حكومت از جانب عمربن خطاب را پذيرفت، نصيحتى است به روحانيت و دولت ما. به اين ترتيب نشان مىدهد كه اگر در مشى عملى خود نوعى همراهى با دولت وقت دارد، به پشتوانۀ همين استدلال است! (همان، ص 33) . وى در انتهاى اين كتاب، نامهاى از ملك فيصل را كه به وى نوشته شده - در اعلام وصول كتاب «ارض النبوه» - آورده و از مفتيان سعودى كه غرور زيادى داشته و غير عرب را به حساب نمىآورند خواسته است تا از آن درس بگيرند.
مرحوم كمرهاى در سال 1389 ق. / 1348 ش. به حج رفت و در آنجا شاهد بود كه كتاب «الخطوط العريضه» محبالدين خطيب در ردّ شيعه به وفور توزيع مىشود. از همان زمان مصمم مىشود كه بار ديگر كتاب «آراء ائمة الشيعة في الغلاة» را با توضيحاتى به چاپ برساند. در مقدمه به درخواست شيخ محمدتقى قمى، نماينده ايران در دارالتقريب مصر براى چاپ اين اثر (كه فارسى آن در سال 1342 ش. چاپ شده بود) اشاره دارد و همچنين از سفر خود در سال 1379 ق. به قاهره پس از شركت در كنفرانس اسلامى بيتالمقدس ياد مىكند و اينكه مردان نيكى را در قاهره ملاقات كرده است. گويا تصميم دارالتقريب براى نشر اين كتابچه به جايى نرسيده است، بهويژه كه شيخ شلتوت هم كه منادى وحدت بود و چنين قولى به او داده بود، درگذشت. به هر حال، كمرهاى در مقدمۀ اين كتاب اشاره