74كشتىها آگاه كند. او هنگام سخن از كشتى بخار مىگويد:
اوّل اينكه كشتى بخار در پنجاه درصد موارد لرزان و نا آرام بود و مسافران تنها در جرّثقيل، سقف و كابين جاى داده مىشدند؛ زيرا اين كشتى شمار اندكى حاجى با خود حمل مىكرد و بيشتر بارِ آن را نامههاى پستى، كالا براى شهرها، توشۀ نظامى و جنگ افزار تشكيل مىداد و در اين ميان حاجيان همچون جوجه در قفس نهاده مىشدند. چون كشتى بارگيرى مىكرد و كالاها را انبار مىكرد و حاجيان بر [ كبرت ] 1سطح كشتى نشانده مىشدند و براى صاحب كشتى تفاوتى نداشت كه حاجيان در تنگى به سر برند يا در فراخى. 2از اين توصيف رسا آشكار مىشود كه كشتىداران تا آنجاكه مىتوانستند حاجيان را مىچلاندند تا هر چه بيشتر سود به كف آورند و اين تا جايى ادامه مىيافت كه ديگر مجالى براى انديشيدن به آسايش ايشان يا احقاق حقوق آنها يا قوانين مربوط به پاكيزگى، باقى نمىماند. اينك ما مىتوانيم در شرايط ازدحام و تأثيرات زيانمند دستشويىها و ديگر مواد و آشغالهايى كه در اين سو و آن سوى كشتى پراكنده بوده و بوى آزار دهندهاى از آن بر مىخاسته، وضع حاجيان را تصوّر كنيم.
چنين وضعيتى به حاجيان مغربى اختصاص نداشته است. بلكه حاجيان همه كشورهاى جهان - بى هيچ استثنا - با آن دست به گريبان بودهاند و همۀ آنها در معرض بورسبازيهايى قرار داشتهاند كه در بندرهاى مغرب، مصر و دولت عثمانى جريان داشته؛ بندرهايى كه كشتىهاى اروپا از آنجا راهى مىشده تا با جيب حاجيان مسلمان بيشترين سود را نصيب خود كند. كنفرانس بهداشت جهانى كه در سال 1866 ميلادى در قسطنطنيه برگزار شد منشورى منتشر كرد كه بر ضرورت اشراف بر نقل و انتقال دريايى تصريح داشت. حكومتهاى گوناگون نيز قوانينى تصويب كردند كه تعداد مسافران هر كشتى - كه مىبايست در سطح كشتى جاىداده شوند - را مشخص مىساخت. براى مثال الجزائر قوانينى بهداشتى تصويب كرد كه بر اساس آن مىبايست براى هر مسافر دست كم دو متر مربع اختصاص داد و ديگر نيازهاى او را برآورد، 3امّا اين قوانين چيزى جز كاغذ باطله نبود و از مجموع چهل كشتى كه در سال 1874 ميلادى به بندر سوئز رسيد تنها دو كشتى به اندازۀ مُجاز مسافر زده بود، 4و در اين ميان يك كشتى كه با گنجايش 464 تن