73مىشود كه همين سلطان به كارگزار خود در طنجه، بوسلهام بن على، در تاريخ 9 جمادى الثانيه 1266 هجرى برابر با 22 ايپريل 1850 ميلادى مىنگارد:
فرزند ما مولا سليمان - كه خدايش پاس دارد! - ما را از وضع حاجيان آگاه گردانيد.
فرزند ما از زيانهاى هنگفتى سخن به ميان آورده كه به سبب ازدحام حاجيان - در سفر دريايى - و كاهش كشتيهاى مسافرى بديشان مىرسد. او مرا آگاهانيده است كه بازرگانان در كشتىهاى بسيار تنگ، صد، دويست، سيصد يا چهارصد حاجى را جاى مىدهند و از زيان فراوان چنين كارى هيچ باكى ندارند؛ زيرا بارزگانان تنها به سود مىانديشند و بس، تا آنجا كه اين حاجيان هنگام گذر از شهرهاى مسلمانان يا مسيحيان - كه خداى درهمشان كوبد - به گدايى مىافتند، لاحول ولا قوّة الاّ باللّٰه. و اين در حالى است كه چنين افرادى به دليل عدم استطاعت، ديگر ملزم به اداى حج نيستند و از سويى همچنان حج بر آنها واجب است. ما امسال به بازرگانان اجازه دادهايم حاجيان را به حج برند، و اينك به تو دستور مىدهيم براى بردن حاجيان به حج، خود، كشتيهاى فراخى را برگزينى تا حاجيان را به مكّه رسانَد و در هر كشتى به قدر قانونِ معمولِ آن، حاجى جاى دهى. 1مىبينيم كه تغيير مسير حاجيان از خشكى به دريا، زمينه را براى سوء استفادۀ دينى با نام «سلامت و آسايش حاجيان» فراهم آورد. اين سوء استفاده در نيمۀ دوم سدۀ نوزده به اوج خود رسيد و اين هنگامى بود كه تنها شركتهاى كشتىرانى بيگانه جايگاه؟ بازرگانان ويژه در جابه جايى حاجيان گشت.
كشتىهاى تابع اين شركتها كه بيشتر فرانسوى يا انگليسى بودند، در اصل براى نقل و انتقال مسافران تعبيه نشده بودند و تنها كاربرد آنها حمل كالا بود و حاجيان براى اين شركتها چونان بار اضافى تلقّى مىشدند كه بدون هزينۀ قابل توجّه، سود بيشترى را به كيسۀ آنها سرازير مىكرد. كار جابهجايىِ اين كشتىها سه مرحلهاى بود. اين كشتىها كالاهاى اروپايى را در صويره يا طنجه تخليه مىكردند و از اين دو بندر، حاجيان را به مقصد مكّه بارگيرى مىكردند و هنگام بازگشت از بنادر چين و هند - كه از آنجا كالا بارگيرى مىكردند - به جدّه ميان بُر مىزدند تا مردم مغرب را پس از اداى فريضۀ حج، به سرزمينشان بَرند و البتّه در اين ميان از مسير اصلى خود خارج نمىشدند. 2اينك به سخنان فيفائى گوش مىسپاريم تا ما را از چگونگى حمل و نقل اين