115است، براى منافع كشورىكه در پايان كار، در آن، مستقر خواهد شد كارمىكند.
نسبت به اين مرد مرموز، حقيقت هر چه باشد، او نخستين فرد غربى است كه لباس عربى پوشيد و به زبان عربى سخن گفت و هر موقعى ضرورى ديد شمايل و اخلاق عربى در پيش گرفت. او بدينگونه پيشوا و راهنماى بسيارى از اروپاييان گرديد كه در دو قرن گذشته كوشيدند، راه و روش او را طى كنند. در اين مورد بعضى گمان مىكنند كه اين كار، چيزى جز صرف استتار، يا انجام يك كار احتياطى نيست ولى برخى نيز معتقدند كه اين با توجه به روشهاى بهتر بر اساس شرايط و محيط زمانى خود بازتاب طبيعى كار است، اما در اينجا كسانى نيز گمان دارند، اين نقش به روشنى به كشف حقيقت منجر شده است، همانا اين شخصيتها باطن خود را آشكار ساخته و گويى به طبيعت خود باز مىگشتند. 1حدود نيم قرن، جهانگردى يهودى و انگليسى به نام «وليم بلغريف» از آنچه ديگران پنهان كردهاند، پرده برداشته است. آنجا كه در مشاهدات شخصيتش، درباره سفرهاى مختلف، در ميانه و شرق جزيرۀ عربى در سال 1873 م نوشته است:
«اكنون وقت آن رسيده كه اين جاى خالى موجود در نقشۀ آسيا را پر كنيم و اين همان هدفى است كه علىرغم هر خطرى، برايش مىكوشيم، پس يا اين زمين گسترده برابرمان، قبرمان خواهد شد و يا ما از پهناى گسترده اين زمينها خواهيم گذشت» .
او در حقيقت، رؤياى مسافران اكتشافى را كه پيش از او بودهاند و هدفهاى آنان را كه پس از او مىآيند 2خلاصه مىكند، هيچكس مانند فردى مطلع، نمىتواند آگاهت كند.
تجديد چاپ سفرنامه
اكنون بايد به اين مطلب اشاره كنيم كه سفرنامه على بك، بحث و جدالى برانگيخت. اين كتاب در سال 1816 م تحت عنوان: «مسافرتهاى على بك در مغرب، طرابلس، قبرس، مصر، جزيرۀ عربى، سوريه و تركيه ميان سالهاى 1803 - 1807م 3به زبان انگليسى چاپ شد و بر پشت جلد آن، تصوير «على بك عباسى» با شمايل اسلامى ديده مىشد.