190اشاره به حجرالأسود دارد به چشم خود مشاهده كنند و اين كار باعث كندى حركت مىگردد و برخى نيز پس از مدّت كوتاهى از انجام تكبير ركن يمانى در آنجا مىايستند. گروهى حجاج، چه آنها كه از احرام درآمده و يا در حال احراماند فكر مىكنند كه بايد بر روى خط توقف كرده و تكبير و دعا بر زبان جارى كنند.
اين عمل در هر دورى تكرار مىشود و در حركت تأثير مىگذارد و نقطۀ آغاز حركت كند مىگردد و در اكثر اوقات همه در آنجا كاملا مىايستند و مانند سپرى انسانى باعث عدم حركت ميان دو ركن حجرالأسود و يمانى مىشوند.
در ميان دو ركن، در حالاتى كه ذكر شده عدّهاى جيب برو افراد ضعيف النفس و سست اراده پيدا مىشوند كه - نعوذ باللّٰه - براى اجراى اهداف پست خود آنجارا محل مناسبى به حساب مىآورند.
اما زيانهاى جسمانى را سالمندان زن و مرد و افراد ضعيف متحمّل مىشوند و اينگونه فشارها به علت توقف در روى خط مقابل حجرالأسود، قبل از ترسيم خط و بعد از آن بوده و اگر هم اين خط برداشته شود، مشكلات را مضاعف مىكند. پس بايد تلاش نمود تا در حدّ امكان مشكلات ناشى از آن را كاهش داد.
اگر به اين نتايج و ضررهايى را كه همگان از آن شكايت دارند، مورد بررسى قرار دهيم، مىبينيم رهايى از آن ممكن نيست و مىبينيم وجود آن يك اصل شرعى است.
قاعدۀ شرعىِ «اولويّت و تقدم دفع مفاسد بر جلب مصالح» اقتضا مىكند كه اين خط پاك شود و وجود ركن حجرالأسود، كه ارتفاع آن به بلنداى كعبه است ما را از مصلحتى كه مورد نظر ترسيم كنندگان اين خط بود، بىنياز مىگرداند؛ زيرا اين ركن خود آغاز و پايان صحيح طواف را از زمان پيامبرخدا صلى الله عليه و آله و پس از آن - بدون آنكه خللى در اداى عبادت به وجود آورد - معيّن مىكرده است. . . .
اين مطالب از نظر شرعى بود، اما از نظر مهندسى، اين خط يك خط هندسىِ بديهى است و قرار بود كه عرض آن پهنتر شود و به تدريج كه از كعبه دور مىشود، بزرگتر شده و به كعبه كه نزديكتر مىشود كوچكتر گردد، مثل صف نمازگزاران كه در نزديكى كعبه صفوف تنگتر وكوچكتر مىشود و