191هرچه از كعبه دور مىشوند صفوف گستردهتر مىگردد.
اين حقيقت با تحقيقاتى كه فقهاى مكۀ مكرمه و مفتىهاى مذاهب چهارگانه، سابقاً در اوائل قرن چهاردهم انجام دادهاند، ثابت شده است. آنها در گزارش خود ابتداى طواف را از ركن حجرالأسود محسوب كردهاند كه هر چه از حجرالأسود دورتر شوند چارچوب آن وسيعتر شود.
ابتداى دو خط موازى از نقطۀ فرض شده در وسط انتهاى حجرالأسود، بدين نحو است كه يكى از آنها به باب صفا و ديگرى از ركن زمزم عبور و به باب عباس مىرسد كه با قياس به نقشۀ كعبه، عبور تمام بدن از تمام حجرالأسود يا قسمتى از آن مىباشد. 1در پرتو آنچه كه از متون شرعى دربارۀ آغاز طواف از مقابل حجرالأسود در دور اول و دو نظريۀ فقهىِ سابق، و خطى كه مستقيم اشاره به حجرالأسود دارد كه طول آن بيش از 20 سانتىمتر و به اندازۀ عرض بدن انسانى كه مقابل آن بايستد نيست، پس بنابر نظريۀ اول (كه بايد تمام بدن از مقابل آن عبور كند) اين هدف را برآورده نمىسازد و بنابر رأى دوم براى عبور قسمتى از بدن از جلوى قسمتى از حجرالأسود كافى نيست.
مذهب حنفى و مقدارى از بزرگان فقهاى مذهب مالى و حنبلى بر اين نظريهاند كه به مردم فرصت مىدهد تا در اين ازدحام نفسگير آن را پيروى كنند تا گناهى مرتكب نشوند و در اين حين نيازى به خط نيست.
امروز درك واقعيت به وجود و هماهنگى با شريعت اقتضا مىكند كه اين خط برداشته شود تا اضرار و خطاها محو گردد و اين ركن از مناسك حج، بدون آن صحيحتر انجام گيرد. به اين ترتيب كه طوافكنندگان آنگونه در برابر حجر بايستند كه ضلعى را كه در سمت راست حجرالأسود و چپ آن است ببينند و با اين ايستادن، از توقف در كنار ضلع باب و دست زدن به آن، كه در نتيجه تمام بدن در برابر آن قرار نمىگيرد، اجتناب كرده باشند اما هنگامى كه ضلع ديگر را رؤيت كردند، تمام بدن در برابر آن قرار گرفته است. 2واللّٰه الموفق.