159از مراجعت، مقاطعه مىكنند و صيغه مىخوانند؛ بعد از پاك كردن حساب خود در راه از حاجى مطالبۀ كرايۀ شترى كه به منا رفته بود مىكنند. هرچه حاجى فرياد بكند كه كرايۀ آن داخل در آن مقاطعه بود، ثمرى ندارد؛ بهجهت هر شترى يك تومان مىگيرند.
دويم: بسيار مىشود كه حملهدارى با جمعى از آن رَقَمْ حجاج، مقاوله مىكنند و كار زبانى تمام مىشود؛ پس حملهدار مىگويد بهجهت اطمينان، آدمى چهار تومان بدهيد، كفايت مىنمايد. آنها را مىگيرد و در وقت تنگى مثل روزِ بيرون آمدن كه حاجى به چندين كار مبتلاست، سراسيمه با مُحصّل صورى از براى خود به نزد حاجىها مىآيند كه از اين شتر خريدم، يا امير حاج از باب خاوه حواله كرده و به ميزان ثلث از ايشان ليره يا امپريال مىگيرد. آنها مىگويند حساب بكن و آن مقدار را كسر نما؛ عذر مىخواهد كه حالا مجال نيست، وقت بسيار است، قبض ثلث مىدهد و در حساب مماطله مىكند تا از مدينه بيرون مىآيند و راه حاج از غير آن مسدود مىشود. در مقام حساب منكر آن وجه سابق مىشود و فرياد مىكند و اگر به شرع فرستاد، به قَسَم يا مصالحه مبلغى از اين راه بهدست مىآورد و اقسام اين حيله بسيار است؛ به همين يك مثال قناعت شد.
سيم: مكرّر مىشود كه حاج تنخواه مىدهد و قبض مىگيرد و در وقت حساب [ حملهدار ] منكر مىشود و مىگويد از من قبض خواستى كه تنخواه بدهى، قبض را گرفتى و ندادى؛ پس به نزد امير حاج مىرود و مىگويد، اعتبار به قبضى كه من آن را مُهْر نكردم نيست و من اعلام دادم، بىاطلاع من حاجى پول به حملهدار ندهد؛ پس دوباره حاجى آن وجه را بايد بدهد و اگر اندكى با قوّت باشد و ندهد، ايشان را به شرع فرستد؛ باز به قَسَم يا مصالحه تمام يا نصف آن مبلغ را مىگيرد.
چهارم: حملهدار در نجف يا مكۀ معظمه در وقت صيغهخواندن ملتزم مىشوند بردن حاجى را تا آن مقصد به فلان مبلغ كه جميع واردات آن راه بر او باشد؛ بدون استثناى چيزى؛ و گاهى به تفصيل ذكر مىنمايند و هرگز به اين شرط وفا نمىكنند. 15 - ناامنى و دزدى
راهزنى در حج يكى ديگر از مشكلات مهمّ و جدى زائران و حجاج بيتاللّٰه الحرام بوده است.