158رابطه مىنويسد:
. . . سالها است رسم چنين شده كه هر نفر حاجى مبلغ دو ريال فرنگ كه معادل دوازده هزار دينار باشد به [ سيد حسن مطوّف ] بدهند تا در ميان مزوّرين و خدّام حرم قسمت كند.
اين مرد وحشى و بىادب، با جمعى از خواجهها و عسكر، براى وصول اين تنخواه در نيمهشبى بىخبر وارد اردوى حجاج بىصاحب مىشود و در وقتى كه مردم در چادرهاى خود خوابيدهاند، بعضى تنها و بعضى با عيال، بدون اذن شبيخون زده، مىريزند بر سر آنها و با كمال خفّت آن وجه را وصول مىكنند. 1دختر فرهادميرزا در سفرنامۀ خود مىنويسد:
امروز حاجيانِ عقب مانده، كه روز حركت ما از مدينه، روز ورود آنها بود، بعضى از راه ينبع و بعضى از رابغ فراراً آمدهاند، هزار ريال بهجهت خاوه به حملهدار دادهاند، حملهدار پولها را برداشته فرار نموده، در رابغ جلوى حاج را گرفته، مطالبۀ خاوه كردهاند. اين حجاج بىچاره كه پول به حملهدار داده بودند، جميع را نگاه داشتهاند، بعضى فرار كردهاند. از قرار تقرير، حجاجى كه از راه ينبع آمدهاند شريف را در ينبع ديدهاند، كانّه بازىهايى كه روز حركت از مدينه به سر ما مىخواستند دربياورند به سر حجاج درآوردهاند. . . . 24 - حيلههاى حملهداران
برخى حملهداران در مسير با روشهاى مكارانه و فريبكارانه با حاجيان برخورد مىكردند؛ از جملۀ اين حيلهها كه در سفرنامۀ «تير اجل در صدمات راه جبل» آمده، به اين شرح است:
اوّل: چون عمدۀ حاج در اين سنوات در وقت رفتن از دريا مىروند و غالب حاج دريايى پيش از حاج جَبَلى به مكه مىرسند، پس حملهدار [ ها ] يك روز يا دو روز پيش از حاج خود را به مكه مىرسانند و از احرام بيرون آمده، لباس فاخر مىپوشند و با زبانهاىچرب، هركدامجماعتى را خصوص ازاهلدهات و رعايا كه زود بهدام مىافتند، صيد مىكنند و مقاطعه نكرده، شتر به ايشان مىدهند بهجهت رفتن به منا و عرفات و بعد