152
پاى چون در باديۀ خونين نهاديم از بلا
همچو ريگ نرم پيش باد سرگردان شويم
زان يتيمان پدر گمكرده يادآريم باز
كوهستانى بودن و عبور از درّههاى تنگ و جادههاى باريك از يكسو و وجود بيابانهاى بىآب و علف و شنزارهاى خطرناك، وضعيت را براى حاجيان بسيار دشوار مىساخت. مرحوم سيد محسن امين در سفرنامۀ خود در اين زمينه مىنويسد:
(پس از مدائن صالح و عُلا) بهطرف «ظهرالحمراء» عزيمت كرديم، راهى بود بسيار سخت، ميان دو كوه همانند كه بهاندازۀ عبور قطار شتر فاصله بود و مردم به آن كوه «ابوطاقه» مىگفتند و مسير بين آن دو كوه، شنزارى بود كه پاهاى شتران در آن فرو مىرفت. راه آن سربالايى بود. خيلىها پياده مىشدند و آن بخش از راه را با فرياد و ناله و صداى طبل طى مىكردند كه شتران را به هيجان آورند تا در راه نمانند يا نيفتند. 2حاجيان ايرانى براى رفتن به حج، معمولاً از چهار مسير اصلى استفاده مىكردند:
1 - مسير دريايى، كه از طريق بنادر واقع در خليج فارس به جدّه در عربستان سعودى