90بار در سال به وسيلۀ جامه پوشانيده مىشد، سپس بعد از قرن ششم هجرى اين كار تنها يك بار در سال، آن هم در پگاه روز نحر ( \ عيد قربان) صورت مىپذيرفته است. بنابراين، چنين به نظر مىرسد پارچههايى كه از آن براى كعبه جامه تهيه مىنمودهاند ضخامت و در نتيجه استحكام كافى نداشته است؛ به طورى كه جامههاى يادشده كمتر از يكسال بر روى كعبه باقى مانده است. ليكن پس از پيشرفت صنعت پارچهبافى، جامههاى كعبه از ضخامت و قدرت و استحكام ويژهاى برخوردار گرديد تا آنجا كه اين جامهها در طول سال همچنان بدون هيچگونه آسيبى بر روى كعبه باقى مىماند. اين نكته به ويژه پس از بوجودآمدن موقوفۀ يادشده در مصر، تأثير بسزايى در مرغوبيت و ضخامت پارچۀ جامه گذارد. محمد طاهر كردى مىگويد:
«هنگامىكه مصر ويژگى تهيۀ جامه بر روى كعبه را به خود اختصاص داد و از آن پس، جامه را در هر سال به اين ديار گسيل مىنمود، جامه از زيبايى و قدرت كافى برخوردار گرديد تا آنجا كه ترقى و پيشرفت علوم و دانش فنى در مصر و نيز به وجود آمدن هنرآفرينىهاى نوين در خط عربى و هنر آذين و نقاشى در اين كشور، همگى تأثير فراوانى بر زيباسازى و آذينبندى جامه و پردۀ درِ كعبه گذاشته تا آنكه هماكنون در بهترين آراستگى و زيبايى قرار گرفته است.» 1در اينجا پس از آن كه فشردهاى دربارۀ ويژگى مصر از نظر تاريخى و هنرى نسبت به جامۀ كعبه در طول تاريخ را براى شما آورديم، سخنى از پيشرفت صنعت جامۀ كعبه در مصر را به همراه كارگاه هاى جامهبافى آن، كه شامل كارگاه جامهبافى كعبه در «خرنفش» و چگونگى كار در آن و نيز از كيفيت مواد اوليه آن، براى شما سخن گفته، سپس با توضيح هزينههاى بافت جامۀ كعبه، اين بخش را به پايان مىبريم، از آن پس بخش بعدى سخن را به بررسى دربارۀ قطعهها و اندازههاى جامهاى كه از مصر به كعبۀ مكرمه ارسال مىگرديد، اختصاص خواهيم داد.
كارگاههاى جامهبافى كعبه مكرمه در طول تاريخ
از دوران جاهليت، همواره مصر به صنعت پارچهبافىِ نيكو، كه در آن هنگام معروف به قباطى بود، شهرت داشته است؛ به طورى كه در عصر جاهليت و نيز در دوران