89افتادهاند. هماكنون از آن نسل، حاج محمد سليمان خلف 90 ساله و حاج يوسف اسماعيل اَصيل 75 ساله را مىتوان نام برد. (؟ ؟ ؟ به دو عكس شماره 2 و 3 نظر افكنيد) .
ويژگى مصر در ساخت و تهيۀ جامۀ كعبۀ معظمه، تأثير بسزايى در پيشرفت هنر زردوزى و آذين به وسيلۀ تارهاى نقره و طلا در آن گذاشت؛ به طورى كه اين هنر تنها در آذينبندى جامۀ گلدوزىهاى آن منحصر نگرديده بلكه كارگاه جامهبافى در مصر اقدام به كارهاى هنرى و زردوزيهاى گوناگون ديگرى نمود.
در اين ميان مىتوان به زردوزى هاى لباسهاى تشريفاتى در مناسبات و جشنهاى رسمى براى افرادى كه رتبۀ پاشايى و ديگر مناصب ارتشى و نيز مردان سياسى و رجال دينى 1را دارا بودند، اشاره كرد؛ همچنانكه اين گروه به زردوزى بر روى پرچمها و نشانها و رتبههاى لباس مردان ارتش و پليس نيز اقدام مىكردند و در كنار آن همچنين آثار هنرى و زيبايى بر روى چهارچوبها و ضريحهاى اولياءاللّٰه و صالحين به وجود آوردند و نيز شاهد تابلوهاى اسلامى و تابلوهاى هنرى فراوان ديگرى از آنان هستيم.
گفتنى است كه در اين زمينه، در برخى از كشورهاى اسلامى، به ويژه در هند و پاكستان نوآورى هاى خاصى عرضه شده، ليكن مىتوان اذعان كرد كه زردوزى و آذين مصر از اصالت و ويژگى خاصى برخوردار بود؛ زيرا آذين جامۀ كعبه معظمه به علت قرارگرفتن آن در طول سال در معرض تابش اشعۀ سوزان خورشيد و نيز هوا و بارانهاى آن، نياز به عنايت و كوشش ويژهاى داشته و همواره صنعتگران و هنرآفرينانِ جامه، در اين زمينه از هيچ كوششى دربارۀ استحكام و مقاومت آن در برابر عوامل طبيعى يادشده به همراه دقت در زيبايى آن، دريغ نمىكردند.
بنابراين، جامۀ يادشده جدا از زيبايى و جمال آن، علىرغم آنكه در برابر عوامل آب و هوايى گوناگونى كه در طول سال بر آن تأثير گزارده، همچنان پايدار و مستحكم باقى مىماند. اين وضع را مىتوان در زردوزيها و آذين جامۀ اخير، كه در سال 1381 ه. از جده بازگردانيده شده و هماكنون در كارگاه جامهبافى در «خَرَنْفُش» در معرض ديد همگان قرار دارد، ملاحظه كرد.
در اينجا آنچه كه لازم به يادآورى است اين است كه در ضمن بررسى تاريخى از جامۀ كعبۀ مشرفه، براى ما روشن شد كه در دوران هاى گذشته و قديم، كعبه گاه دو يا سه