45بر نمىآمد، بلكه لازم بود تا كاروانى تشكيل شود و اين كاروان سرپرست يا سرپرستهايى داشته باشد كه با تجربهاى كه دارند، كارهاى حجاج را در طول راه سر و سامان دهند.
بدين ترتيب حج، صرف نظر از اميرالحاج - كه پس از اين در بارۀ او سخن خواهيم گفت - دو نوع كارگزار داشت؛ 1- «حملهدار» و آن از محلى كه حجاج عازم مىشدند، كار حاجيان را سامان مىداد و آنان را در رفت و برگشت همراهى مىكرد. 2- «مُطوّف» كه در مكه مستقر بود و كار ادارۀ آمد و شد و اعمال حجاج را در مكه انجام مىداد. در مدينه نيز «مزوّر» وجود داشت كه راهنماى زائران براى زيارت بود و براى آنها زيارت نامه مىخواند و آنان را به زيارت اماكن مختلف راهنمايى مىكرد. 1كار مطوّفى و حملهدارى تا به امروز برقرار مانده است. طبعاً ميان حملهدارها و مُطوّفها ارتباطى هم برقرار بوده و مطوفها با ايجاد ارتباط با اين گروه، سعى مىكردند حاجيان بيشترى را براى خود داشته باشند. اين مسأله به حدى بود كه مطوف نيز به راه افتاده در شهرهاى مهم رفت و شد داشته و در تماسى كه با حملهداران داشت، سعى مىكرد حاجيان بيشترى را به خود اختصاص دهد.
حركت به سمت مكه از هر نقطهاى در قالب كاروان صورت مىگرفت و ممكن بود كه در يك كاروان، چند حملهدار باشند كه كار هدايت گروهى از حجاج را برعهده بگيرند. عنوان حملهدار از همان محمل گرفته شده كه نام كاروانهاى بزرگ حجاج مصر يا شام و جَبَل بوده و حجاج آن نواحى، به صورت منظم همراه محمل 2خود به حج مىآمدهاند. به نوشتۀ مخبرالسلطنه، محمل شامى را محمل عايشه و محمل مصرى را محمل منسوب به فاطمه عليها السلام مىكنند. 3در برخى منابع اين محمل را محمل رسول صلى الله عليه و آله مىنامند. 4در فارسى رييس قافله را حملهدار مىنامند، كسى كه همۀ حجاج به ضرورت رياست او را پذيرفته و تحت هدايت او كه لزوماً بايد شخص مجرّبى هم باشد، به سفر حج مشرف مىشدند.
زمانى كه محمدولى ميرزا در سال 1260 از نحوۀ حركت كاروان ياد مىكند، تصريح دارد كه «هر حملهدارى را با حاجش طلبيدند و سياهه كردند» و بعد حركت كردند. 5طبعاً حملهداران ايرانى